|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امیر میگوید: تا مهرورزی تو را آموختم / سی سال پیشتر از آن، این تنم از عشق تو میسوخت
پرتاب تیر با کمان چاچی که در دست تست، بسی فتنه گریست / سینهی من چون غربال است که نمیتوان آن را دوخت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شخصی از زمانهای دور و پیشین به یاد عشقش میافتد و به این فکر میکند که عشقش در طول این سالها همیشه در قلبش زنده مانده است. او به نوعی به یاد گذشتههای دور و تجربیات خود در عشق میافتد و حس عمیق خود را در این زمینه بیان میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از سختیها و فتنهها را در زندگی تجربه کردهایم، اما عشق و دوستیای که در دل داریم، به ما قوت و امید میدهد و نمیگذارد که از پا بیفتیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.