گنجور

غزل

 
اوحدی
اوحدی » منطق‌العشاق
 

عنایت‌ها توقع دارم از تو

که هم آشفته و هم زارم از تو

عزیزی پیش من چون جان اگر چه

به چشم خلق گیتی خوارم از تو

ز کار من مشو غافل، که عمریست

که من سرگشته و بی‌کارم از تو

نخواهم گشتن از عشق تو بیزار

بهل، تا میرسد آزارم از تو

طبیب من تویی، مشکل توانم

که درد خویش پنهان دارم از تو

مرا گر باز پرسی جای آنست

که مدتهاست تا بیمارم از تو

اگر در دامن افتد خونم از چشم

و گر در دیده آید خارم از تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.