گنجور

غزل

 
اوحدی
اوحدی » منطق‌العشاق
 

دل از ما بر گرفتی، یاد می‌دار

جفا از سر گرفتی، یاد می‌دار

به دست من ندادی زلف و بامن

به مویی در گرفتی، یاد می‌دار

چو دستم تنگ دیدی، چون دهانت

کسی دیگر گرفتی، یاد می‌دار

مرا درویش دیدی، رفتی از غم

رخم در زر گرفتی، یاد می‌دار

دل من ریش کردی، دیگری را

چو جان در بر گرفتی، یاد می دار

مرا چون حلقه بر در دیدی، اکنون

به ترک در گرفتی، یاد می‌دار

گرفتی دست یکسر دوستان را

مرا کمتر گرفتی، یاد می‌دار

چو دیدی در سر من سوز مهرت

ز کین خنجر گرفتی، یاد می‌دار

چو سر گردان بدیدی اوحدی را

زبانش بر گرفتی، یاد می‌دار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام