گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست

یارب، گل پاکش ز چه ترکیب سرشتست؟

انصاف توان داد که: با لطف وجودش

بنیاد وجود دگران از گل و خشتست

زین بیش مده وعده به فردای بهشتم

کامروز به نقد از رخ او خانه بهشتست

با قامت او هر که نشاند پس ازین سرو

بسیار کند سرزنش آن سرو که کشتست

گفتم که: بگویم به کسی درد دل خویش

از خود به جهان یک دل بی‌درد نهشتست

جان را نبود قیمت و دل چیست بر او؟

کس نام چنین ها نتوان برد، که زشتست

ای اوحدی، از سر بنهی بر خط او نه

کامروز کسی بهتر ازین خط ننوشتست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام