گنجور

غزل شمارهٔ ۹۱

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لاله افیون در شراب انداختست

نرگس و گل را خراب انداختست

از ریاحین چرخ در ناف زمین

نافهای مشک ناب انداختست

نغمهٔ شیرین مرغان سحر

شور در مستان خواب انداختست

عندلیب از عشق گل در بوستان

نالهٔ چنگ و رباب انداختست

شرم بادا لاله را! تا از چه روی

پیش ترک من نقاب انداختست؟

بر سر خوان غمش در هر طرف

از دل بریان کباب انداختست

ترک من تیری نیندازد خطا

خود چه گفتم؟ کی صواب انداختست؟

سرو مرد قامت او نیست، لیک

خر بسی خر در خلاب انداختست

عشقبازان در بهشتند،اوحدی

زهد ما را در عذاب انداختست

زود پوسد جامهٔ پرهیز ما

کین قصب بر ماهتاب انداختست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام