گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰۵

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یا به نزد خویشتن راهم بده

یا مجال ناله و آهم بده

از دهانت چون نمی‌یابم نشان

بوسه‌ای زان روی چون ماهم بده

تشنهٔ چاه زنخدان تو شد

جان من، آبی از آن چاهم بده

غربت من در جهان از بهر تست

قربت خاصان درگاهم بده

دوش میگفتی: ز من چیزی بخواه

بوسه‌ای زان لعل می‌خواهم، بده

هر چه از من خواستی یکسر تراست

از تو من نیز آنچه میخواهم بده

یا خیال خود به خواب من فرست

یا دلی بیدار و آگاهم بده

گنج وصلت هم درین ویرانهاست

آن چنان گنجی ز ناگاهم بده

بر بساط آرزو چون اوحدی

شاه می‌خواهم ز رخ، شاهم بده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

این شعر در برنامه ۲۱۶ گلهای رنگارنگ با آواز استاد مرحوم بنان

کانال رسمی گنجور در تلگرام