گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به ذکر تو من شادمانی کنم

به یاد لبت کامرانی کنم

منت عاشق و عاشقت را رقیب

که هم گرگم و هم شبانی کنم

به شمشیر عشقم سبک‌تر بکش

که گرد زنده مانم، گرانی کنم

کسی کت به سالی ببیند دمی

به عمر درازش ضمانی کنم

چو در خانه آیی، شوم خاک تو

چو بیرون روی، پاسبانی کنم

به امید بوسیدنت هر شبی

تبم گیرد و ناتوانی کنم

تو جان منی، چون ز من بگسلی

کجا بی‌تو من زندگانی کنم؟

به پیرانه سر گر ببوسم لبت

دگر نوبت از نوجوانی کنم

ز لعل تو یک بوسه در کار کن

که چون اوحدی درفشانی کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام