گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر تو گل چهره در آیی به چمن مست امروز

ما بدانیم که در باغ گلی هست امروز

گفته‌ای: بر سر آنم که بگیرم دستت

نقد را باش، که من می‌روم از دست امروز

با چنان دانهٔ خالی که تو بر لب زده‌ای

من بر آنم که ز دامت نتوان جست امروز

رخ گل رنگ تو بس خون که بریزد فردا

دهن تنگ تو بس توبه که بشکست امروز

چشم ترکت همه بر سینهٔ من خواهد زد

هر خدنگی که رها می‌کنی از شست امروز

دل من گر به گلستان نرود معذرست

که بسی خار جفا در جگرم خست امروز

دی چو زلف تو گر آشفته شدم نیست عجب

عجب آنست که چون خاک شوم پست امروز

گر بدانم که تو بر من گذری خواهی کرد

بر سر راه تو چون خاک شوم پست امروز

اوحدی گر به سخن دست فصیحان بربست

شد به زنجیر سر زلف تو پابست امروز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مظفر نوشته:

بیت : دی چو زلف…………………مصرع دوم این طور صحیح است : عجب این است که چون چشم تو ام مست امروز.

کسرا نوشته:

بعضی از سروده ها ی اوحدی واقعا عجیب دلنشین و بعضا بی همتاست …

نادر.. نوشته:

درود کسرا جان
به راستی غزلی است پر از زیبایی ..
البته چند مورد نظرم را جلب کرد که شاید به غزل آسیب رسانده:
در مصرع دوم بیت دوم : جمله ی “نقد را باش” قدری از لطافت شعر کاسته است
در مصرع دوم بیت سوم : “من بر آنم” با “نتوان” سازگاری ندارد
در مصرع دوم بیت ششم : “بسی خار جفا در جگرم خست” ترکیب بندی جمله صحیح به نظر نمی رسد
جمله ی “چون خاک شوم پست امروز” در دو بیت تکرار شده و معانی متضادی را در دو بیت ایجاد نموده است..
(معذرست: معذورست)

کانال رسمی گنجور در تلگرام