اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۵۸
در عشق تو جان بازم خود سر چه بود
چون نیست غم تو سرسری سر چه بود
گفتی که به ترک سر توانی گفتن
گر زآنک تو سر درآوری سر چه بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی صحبت میکند. شاعر به عمق احساساتش اشاره میکند و میپرسد که در غیاب معشوق چه معنایی دارد که بخواهد بر سر احساساتش حرف بزند. او به نوعی از عجز و ناتوانی در مقابل عشق و غم ناشی از دوری معشوق حکایت میکند.
هوش مصنوعی: در عشق تو، جان من به چه کار میآید وقتی که غم تو در دل نیست؟ پس این همه احساس بیپایه چه معنایی دارد؟
هوش مصنوعی: تو گفتی که می توانی سر خود را رها کنی، اما اگر خود را در این مسیر قرار دهی، دیگر سر چه معنا دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.