اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۵۲
در عشق حدیث کفر و ایمان نکند
بر در دربند و بام درمان نکند
آنجا که شه عشق فرو آرد سر
در پای غمش نثار جز جان نکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و نداشتن مرزهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که در عشق، تفاوتی بین کفر و ایمان وجود ندارد و هیچ چیز نمیتواند مانع عشق شود. جایی که عشق حقیقی وجود دارد، انسان تنها میتواند جان خود را برای معشوق نثار کند و هیچ چیز دیگری نمیتواند جای آن را بگیرد.
هوش مصنوعی: در عشق، سخن از کفر و ایمان نمیشود؛ عشق به قدری عمیق است که نه به در و دیواری نیاز دارد و نه به درمان و چارهاندیشی.
هوش مصنوعی: در جایی که عشق به اوج خود میرسد و انسان تمام وجودش را به پای غم آن میگذارد، تنها چیزی که میتواند تقدیم کند، جانش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند
تا ملک عراق چون خراسان نکند
اسب تو ز تاختن فرو ناساید
تا پیش در خلیفه جولان نکند
عشقی که چو عشق ماست نقصان نکند
آن به که زیاده روی پنهان نکند
خاصیّت عشقی که مجازی نبود
دردیست که جستجوی درمان نکند
این درد مرا طبیب درمان نکند
وین غصّه مشکل من آسان نکند
ای باد به یار من بگو کز سر لطف
چون زلف خودم حال پریشان نکند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.