اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۵۰
عشقت که زجمله خلق هستی بربود
هشیاری ما به بوی مستی بربود
من بودم و نیم دل به صد خون جگر
وآن نیز غمت به چربدستی بربود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق سخن میگوید که تمام وجودش را تحت تأثیر قرار داده و او را در حالت مستی و بیخبری قرار داده است. شاعر با حسرت به نیمهدلش اشاره میکند که در درد و رنج فراوانی به سر میبرد و احساس میکند که غم عشقش همواره او را آزار میدهد.
هوش مصنوعی: عشق تو که از میان تمام موجودات جهان ما را ربود، سبب شد که هشیاری ما تحت تأثیر عطر مستی تو قرار گیرد و از دست برود.
هوش مصنوعی: من تنها بودم و با دل نیمهای که پر از غم و درد بود، در حالی که غم تو به راحتی و به طرز عجیبی همهچیز را از من گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.