اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۵
در عشق تو گرچه هست دلداریها
من مست نیم تا بکنم زاریها
یا رب تو مرا مست شرابی گردان
کز بهر وجود اوست هشیاریها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از حال و هوا و تاثیر عشق بر خود سخن میگوید. او به رغم دلداریهایی که در عشق محبوب دارد، خود را در حال مستی و زاری مییابد. او از خداوند میخواهد که به او شرابی عطا کند که باعث فراموشی هشیاری و بیداریاش شود، چراکه وجود محبوبش تنها دلیل هشیاری اوست.
هوش مصنوعی: در عشق تو هرچند که تسلیهایی دارم، اما هنوز مست هستم تا بتوانم ناله و گریه کنم.
هوش مصنوعی: خدایا، من را به حال و هوای مستی بیاور، مستیای که به خاطر وجود اوست و موجب از دست رفتن هشیاریهایم شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افکند دلم زمانه در زاریها
در دیده من سرشت بیداریها
امید تو میداد مرا یاریها
تا جان نبرم چنین به دشواریها
تا با تو بوم نخسبم از یاریها
تا بیتو بوم نخسبم از زاریها
سبحانالله که هردو شب بیدارم
تو فرق نگر میان بیداریها
شب تا به سحر همیکنم زاریها
در شدت تنهایی و بیماریها
از هجر فکندیم به دشواریها
ای یار کجا شد آن همه یاریها
ای شهد لبت دوای بیماریها
وی دیده دل از زلف تو دلداریها
آسان تو کنی مگر که در راه غمت
افتاده دلم به دام دشواریها
دور از تو شبی در اثر زاریها
دیدم ز تو در خواب بسی یاریها
زان شب دگرم خواب نه، سبحان الله
یک خواب وز پی این همه بیداریها؟!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.