اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۴۸
از عشق تو بوی مختصر نتوان برد
جز درد دل و سوز جگر نتوان برد
بی عشق تو هرک می برد عمر به سر
ضایع تر از آن عمر به سر نتوان برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به بیان ناتوانی از فراموشی عشق میپردازد. او میگوید که تنها نشانههای عشق، درد و رنج است و بدون عشق، زندگی بیمعنا و بیارزش به نظر میرسد. در واقع، سالهای زندگی بدون عشق، ضایع و worthless است.
هوش مصنوعی: از عشق تو نمیتوان بویی از خوشی یا لذتی یاد کرد، زیرا تنها دردی در دل و سوزی در جگر باقی مانده است.
هوش مصنوعی: بدون عشق تو، زندگی هر کس به سر میرسد و حتی این زندگی نیز بیهودهتر از آن است که بتوان آن را سپری کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.