اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
»
شمارهٔ ۶۱
خیزیم و ره قافلهٔ غم بزنیم
پا بر سر ملک هر دو عالم بزنیم
خار منی و تویی زره برگیریم
تا بی من و تو من و تو یک دم بزنیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به حرکت و اقدام دارد، بهگونهای که شاعر از دو نفر میخواهد که با هم بر غمها غلبه کنند و از محدودههای عادی فراتر روند. آنها باید با هم عمل کنند و بر موانع غلبه کنند تا بتوانند لحظاتی بدون دغدغه و جدایی را تجربه کنند. در واقع، این دعا برای کنار گذاشتن تنشها و پیوند نزدیکتر است.
هوش مصنوعی: برخیزیم و با هم راهی به سوی قافلهٔ غم بزنیم و بر تمام سرزمینها حاکم شویم.
هوش مصنوعی: تو مانند خار هستی و من مانند زرهای هستم که بر دوش تو افتاده است. بیایید این زره را کنار بگذاریم تا یک لحظه بدون من و تو، با هم باشیم و احساس نزدیکی کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.