اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
»
شمارهٔ ۳۰
از دست اجل هیچ قدح نوش مکن
وین عشوهٔ روزگار در گوش مکن
ارواح گذشتگان تو را می گویند
کای صدر اجل اجل فراموش مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ما توصیه میکند که از نوشیدن شراب عمر (قدح) کوتاهی کرده و بر خوشگذرانیهای زندهگی توجه نکنیم. او به یادآوری ارواح گذشتگان اشاره میکند که ما را نسبت به مرگ و سرنوشت ناپایدار زندگی هشدار میدهند و از ما میخواهند که فراموش نکنیم که مرگ حتمی است.
هوش مصنوعی: هرگز به دست تقدیر و مقدر، نوشیدنی نخور و فریب جذابیتهای زندگی را نخور.
هوش مصنوعی: ارواح نیاکان تو به تو میگویند که ای فرزند، مرگ را فراموش نکن و به یاد داشته باش که زمان محدود است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جز بادهٔ نیستی دلا نوش مکن
جز سلسلهٔ نیاز در گوش مکن
روزی که به همّت ز فلک برگذری
بیچارگی خویش فراموش مکن
جز جام جلالت اجل نوش مکن
جز نغمهٔ عشق کبریا گوش مکن
در کان عقیق فقر عشرت نقد است
می میخور و قصهٔ پرندوش مکن
در وادی عشق، شعله خس پوش مکن
از زمزمه ی شوق فراموش مکن
بانگ خضر از برای گمراهی توست
گر گوش تو آواز کند، گوش مکن
زهرم به قدح دهی که می نوش مکن
در آتشم افکنی که هان جوش مکن
باری چو ز خون عاشقان می نوشی
این لخت کباب را فراموش مکن
ای دوست! چراغ مهر خاموش مکن
حرف غرض آمیز کسان گوش مکن
اکنون که شکفت غنچه ی باغ رخت
حق نفس مرا فراموش مکن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.