اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
»
شمارهٔ ۱۲
جان گر به تن آباد بود هیچ بود
دل گر به جهان شاد بود هیچ بود
باد است یقین کاساس عمر تو بدوست
بنیاد که بر باد بود هیچ بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به نوعی تأملی بر زندگی و ارزشهای آن است. به بیان شاعر، اگر جان (روح) در تن (بدن) زندگی نکند یا اگر دل در این جهان شاد نباشد، هیچ چیز ارزشمند نیست. همچنین اشاره به ناپایداری عمر انسان دارد و این که اساس زندگی ممکن است بر باد باشد و به همین دلیل، باید به عمق ارزشها و شادیهای واقعی توجه کرد. در نهایت، زندگی و خوشبختی در لحظات و توجه به حال حاضر است.
هوش مصنوعی: اگر جان در تن باشد و خوش و سرزنده باشد، هیچ فایدهای ندارد. و اگر دل در جهان شاد و خوشحال باشد، باز هم هیچ ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: عمر تو همچون بادی است که پایدار نیست، زیرا هر چیز که بر باد بنا شده، در واقع هیچ و پوچ است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان کو بتن آباد بود هیچ بود
دل گر بجهان شاد بود هیچ بود
بادیست نفس کاساس عمر تو بود
بنیاد که بر باد بود هیچ بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.