اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة
»
الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
»
شمارهٔ ۹۸
ای غم تو مراد من به جان در مشکن
وی هجر به سینه ام سنان در مشکن
امشب که دلم به کام خواهد که رسد
ای صبح تو کامم به دهان در مشکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و هجران صحبت میکند و میگوید که ای غم، مراد من را به دل نرسان. همچنین از صبح میخواهد که لذت او را نگیرد و به کامش نمیگذارد. به طور کلی، شاعر احساسات عمیق خود را درباره درد و جدایی بیان میکند.
هوش مصنوعی: ای غم، تو برای من هدف و آرزو هستی، پس نگذار که به جانم آسیب برسانی. ای هجران، بر سینهام مثل نیزه نزن و زخمم نکن.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر حال دلم، امیدوارم صبح بیاید و خوشیهایم را از من نگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.