اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة
»
الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
»
شمارهٔ ۱۰۱
ای دوست اگر گوهر کان میطلبی
در بوتهٔ دل نقد روان میطلبی
تصعید یقین میکن و تقطیر سرشک
گر زانک ز کیمیا نشان میطلبی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به دوست خود میگوید اگر به دنبال طلا و گوهر باارزش هستی، باید آن را در دل خود جستجو کنی. او همچنین به تصفیه و خالصسازی یقین و احساسات اشاره میکند و میگوید که اگر به دنبال آثار کیمیای وجودی هستی، باید به عمق دل و احساسات خود توجه کنی.
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر به دنبال جواهر گرانبهایی هستی، باید عمق دل خود را جستجو کنی، زیرا ارزش واقعی در درون تو است.
هوش مصنوعی: یقین را به اوج برسان و احساساتت را به صورت تفکیک شده ارائه کن، چرا که اگر دنبال نشانهای از کیمیا هستی، باید این کارها را انجام دهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه یقین را به گمان می طلبی
وز نکتهٔ آن اگر نشان می طلبی
با قید طمع صید فراغت مطلب
برخیز ازین اگر تو آن می طلبی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.