گنجور

 
 
 
گنج‌نامهٔ حاجی‌جلال
اوحدالدین کرمانی

بی روی تو دل گفت چه کار آید ازو

جز ناله که هر دمی هزار آید ازو

می گرید تا خاک شود وز گل او

نی روید و ناله های زار آید ازو

مجد همگر

ما را نبُوَد دلی که کار آید ازو

جز ناله که هر دمی هزار آید ازو

چندان گریم که کوچه‌ها گِل گردد

نِیْ روید و ناله‌های زار آید ازو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه