قالَ اللّهُ تَعالی قُلْ اِنَّما حَرَّمَ رَبِّی الْفواحِشَ ما ظَهَرَ مِنهَا وما بَطَنَ.
عبداللّه گوید که پیغامبر صَلَواتُ اللّهِ وَسَلامُهُ عَلَیْهِ گفت هیچکس نیست رشکن تر از خدای تعالی و از رشکست که فواحش پنهان و آشکارا حرام کرد.
ابوهریره گوید رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ که پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ گفت که خدای عَزَّوَجَلَّ رشکن است و از غیرت خدای است که مؤمن چیزی کند که برو حرامست.
استاد امام رَحِمَهُ اللّهُ گوید غیرت کراهیت مشارکتست با غیر و چون خدایرا عَزَّوَعَلا بغیرت وصف کنی معنی آن بود که مشارکت غیر با او رضا ندهد در آنچه حقّ اوست از طاعت بنده.
از سری حکایت کنند که پیش وی این آیة بر خواندند و اِذا قَرأ ْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنا بَیْنَکَ وَبَیْنَ الَّذِینَ لایُْؤمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتوراً.
سری لصحاب را گفت دانید که این حجاب چیست این حجاب غیرت است و هیچکس نیست غیورتر از خدای تعالی و معنی آنک گفت حجاب غیرتست آنست که کافرانرا اهل نکرد معرفت صدق دین را.
استاد ابوعلی گفت آنک کاهلی کند اندر عبادت ایشان آنانند که لنگر خذلان بر پای ایشان باز بسته است، دوری ایشانرا اختیار کرد و از محلّ قرب باز پس آورد و از این باز پس آمدند.
واندرین معنی گفته اند.
شعر:
اَنا صَبٌّ لِمَنْهَوِیْتُ وَلکِنْ
مَا احْتِیالی بِسوءِ رأ ْیِ الْمَوالی
معنی آنست که من از دوستی او سوزانم اگر او خواهان من نیست چه حیلت کنم و هم در این باب گفته اند سَقیمٌ لَیس یُعادُ و مریدٌ لایُرادُ معنی بیماریست که او را عیادت نکنند و خواهنده ایست که او را می نخواهند و هیچ اندوه از این صعب تر نیست و نبود.
و از استاد ابوعلی شنیدم رَحِمَهُ اللّهُ که گفت ابوالعبّاس روزی ما را گفت که در ابتدا ما را بدایتی نیکو بود، میدانستم که میان من و رسیدن بمقصود چند است شبی از شبها بخواب دیدم که مرا از سر کوهی فرو گردانیدندی و من همی خواستم که با سر آن کوه شوم، از آن اندوهگن شدم، قائلی می گوید یا ابالعبّاس حقّ سُبْحَانَه وتَعالی چنان خواسته است که تو بدان نرسی که طلب میکنی ولیکن حکمت بر زبان تو گشاده کردند، بامداد برخاستم و حکمت بر زبان من روان بود.
و هم از استاد ابوعلی شنیدم که پیری بود از پیران که ویرا حالی بود و وقتی آن پیر یک چندی ناپیدا شد، از میان درویشان پس باز دیدار آمد. نه بر آن وقت که بود، از وی پرسیدند گفت آه حجابی افتادست.
استاد ابوعلی را رَحِمَهُ اللّهُ چون اندر میان مجلس چیزی افتادی که دل مردمان مشغول کردی گفتی این، از غیرت حقّست میخواهد که آنچه رود از صفاء وقت نرود.
و در این معنی گفته اند:
هَمَّتْباتْیانِنا حَتّیٰاِذا نَظَرَتْ
اِلَی الْمِراةِ نَهاها وَجْهُها الْحَسَنُ
یکی را گفتند خواهی که ویرا بینی گفت نه گفتند چرا گفت آن جمال او بزرگتر از آنست که دیدار چو منی را شاید.
و در این معنی گفته اند:
اِنّی لَاَحْسُدُ ناظِرَیَّ عَلَیْکا
حَتّی اَغُضُّ اِذا نَظَرْتٌ اِلَیْکا
وَاَراکَ تَخْطِرُ فی شمائلکَ الَّتی
هی فِتْنَیٌ فَاغارُمِنکَعَلَیکا
شبلی را پرسیدند که آسوده کی باشی گفت آنگه که او را هیچ ذاکر نبینم.
از استاد ابوعلی شنیدم اندر قول پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ که آن اسب فروخته بود آن اعرابی را یا خریده بود و وی اِقالت خواست اقالت کرد اعرابی گفت خدای ترا زندگانی دهاد پس گفت از کدام قبیلۀ تو، گفت از قریش یکی از صحابه حاضر بود گفت این جفا ترا تمام بود که پیغامبر خویش را ندانی، پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ گفت مردی ام از قریش، غیرت را والّا واجب بود بروی، تعریف کردن همگنانراکه وی کیست، پس خداوند تعالی بر زبان آن صحابی براند تا اعرابی بدانست که او کیست.
و گروهی از مردمان گفته اند که غیرت از صفات اهل بدایت بود و موحّد غیر را نبیند و اختیار صفت او نباشد و ویرا نباید که بدانچه اندر مملکت رود تحکّم کند بلکه حَقّ سُبْحَانَه وَتَعالی اولی تر بچیزها آنچه خواهد میکند.
ابوعثمان مغربی گوید غیرت صفات مریدان باشد اهل حقائق را نبود.
شبلی گوید غیرَت دُوَست غیرتِ بشریّت بر اَشْکال و غیرت الهیّت بر دلها.
و هم شبلی گوید غیرت الهی بر انفاس از آن بود که ضایع بود اندر چیزی جز خدای عَزَّوَجَلَّ.
واجب چنان کند که گوئی غیرت دُوَست غیرت حق بر بنده و آن آن بود که خلق را اندر وی نصیب نکند، و او را ازیشان ربوده دارد و غیرت بنده حق را سُبْحَانَهُ وَتَعالی آن بود که احوال و انفاس خویش بغیر حق مشغول ندارد نگویند بر خدای تعالی غیرت می برم و گویند خدایرا غیرت می برم زیرا که غیرت بر حق جهل بود و به بی دینی کشد و غیرت خدایرا، تعظیم حقوق او واجب کند و صافی بکردن عمل، او را و بدانید که سنّت حَقّ سُبْحَانَهُ وَتَعالی با اولیاء خویش آنست که چون ایشان بغیر او مشغول شوند یا دل بغیر او مشغول دارند آن برایشان شوریده دارد از غیرت بر دلهای ایشان تا ویرا باخلاص عبادت کنند، فارغ از آنچه بدل میل گرفته باشند چنانک آدم عَلَیْهِ السَّلامُ چون دل بر آن نهاد که جاوید در بهشت خواهد بود از آنجاش بیرون کردند و چنانک ابراهیم عَلَیْهِ السَّلامُ از اسماعیل عجب بمانده بود، فرمودند ویرا قربان کن چون دل ازوبرگفت و بران بایستاد که قربان کند و دست و پای وی ببست و کارد بر گلوی وی نهاد فرمان داد بفدا.
محمدبن حسّان گوبد اندر کوه لبنان همی گشتم جوانی از جائی بیرون آمد، سموم و باد او را بسوخته بود چون مرا بدید بگریخت، من از پس او فراز شدم و گفتم بیک سخن مرا پندی ده گفت حذر کن که او غیورست، دوست ندارد که اندر دل بنده جز از وی چیزی دیگر باشد.
نصرآبادی را می آید که گفت حق غیور است و از غیرت وی است که بدو راه نیست مگر بدو.
و خداوند تعالی وحی فرستاد بیکی از پیغامبران عَلَیْهِمُ الصّلوةُ والسَّلامُ که فلان کس را بمن حاجتی است و مرا بدو حاجتی است اگر او حاجت من روا کند من نیز حاجت او روا کنم، آن پیغمبر این در مناجات بگفت که بارخدایا ترا چگونه حاجت بود ببنده گفت دل با کسی دارد جز من، بگو دل ازو بردار تا حاجت وی روا کنم.
بایزید بسطامی بخواب دید حورالعین، اندر ایشان نگریست، آن وقت که او را بود از آن بازماند، بچندین روز پس از آن هم ایشانرا بخواب دید، با ایشان ننگریست گفت شما مشغول کنندگانید.
رابعه بیمار شد ویرا گفتند سبب بیماری تو چیست گفت یک بار در بهشت نگرستم، مرا ادب کرد، فرمان اوراست نیز این گناه نکنم.
از سری حکایت کنند که گفت بروزگاری دراز، اندر طلب صدیقی بودم بکوهی بگذشتم، گروهی افکاران و نابینایان و بیماران را دیدم، از حال ایشان پرسیدم، گفتند آنجا مردی است، اندر سالی یکبار، بیرون آید و دعا کند و مردمان شفا یابند، من بیستادم تا آن روز که بیرون آمد و دعا کرد و همه شفا یافتند و بشدند، من از پس وی فراز شدم و اندرو آویختم و گفتم مرا علّتی هست باطنی، داروی آن چیست گفت یا سری دست از من بدار که او غیورست، تا ترا نبیند که بجز از وی با کسی آرام گیری که از دیدار وی بازمانی.
از استاد ابوعلی رَحِمَهُ اللّهُ شنیدم که گفت آنگاه که آن اعرابی اندر مسجد پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ شد، و آنجا بشاشید، یاران بشتافتند تا ویرا بیرون کنند، گناه آن اعرابی کرد در ترک ادب ولیکن خجلت یاران را بود و رنج با ایشان گشت که آن دیدند که حشمت او فرو نهادند، بنده همچنین باشد چون بزرگی و قدرت خداوند داند دشوار بود شنیدن ذکر او از آنک او را بغفلت یاد کند و دیدن طاعت آنک حرمت بجای نیارد اندر آن.
شبلی را پسری بود نام وی ابوالحسن، بمرد، مادرش جزع می کرد و موی خویش ببرید شبلی اندر گرمابه شد و آهک بروی خویش کرد تا موی روی همه بشد بتعزیت می آمدند و میگفتند این چیست یا ابابکر گفت اهل خویش را موافقت کردم یکی ازیشان گفت بگو تا چرا کردی گفت من دانستم که شما بتعزیت خواهید آمد و خواهید گفت که خدایت مزد دهاد من موی روی خویش فدا کردم تا بدان مشغول گردید و ذکر خدای عَزَّوَعَلا بغفلت بر زبان خویش نرانید.
مؤذّنی بانگ نماز می کرد نوری گفت طَعْنةً وَسَمَّ اَلْمَوتِ، سگی بانگ کرد و گفت لَبَّیْکَ وَسَعْدَیْکَ گفتند این بی دینی است، مؤذّن را چنان گفتی و سگ را لبّیک کردی، او را پرسیدند گفت آن مرد خدای تعالی را بغفلت یاد می کرد چنان گفتم و سگ بانگ می کرد و میگفت اللّه اللّه از قول خدای تعالی وَاِنْ مِن شَیْءٍ اِلایُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِنْ لاتَفْقَهونَ تَسْبِیْحَهُم.
وقتی شبلی بانگ نماز می کرد چون بشهادت رسید بیستاد و گفت اگر نه آنستی که تو فرمودۀ، با تو هیچکس را یاد نکردمی.
مردی گفت جَلَّ اللّهُ کسی دیگر بشنید گفت خواهم که ازین بزرگتر داری خدایرا.
از یکی شنیدم از درویشان که گفت از شیخ ابوالحسن خرقانی شنیدم که گفت الاالهَ اِلّا اللّهُ از درون دل گویم ومَحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ از بن گوش گویم و هر که اندر ظاهر این لفظ نگرد پندارد که شریعت خوار داشته است ولیکن نه چنانست زیرا که اِخْطارِ اغیار باضافت با قدر حق خرد داشتن بود در تحقیق واللّه اعلم.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان غیور بودن خداوند و اهمیت این ویژگی در زندگی مؤمنان میپردازد. آیات قرآن و احادیث پیامبر (ص) ذکر شده که بر حرمت فواحش و تقویت غیرت الهی تأکید دارند. غیور بودن خداوند به معنای عدم تحمل کارهای حرام توسط مؤمنان است و نشاندهنده عشق و وابستگی او به بندگانش میباشد.
غیرت به معنای کراهت مشارکت با غیر خدا و تمرکز بر اوست. این متن به حکایات و اشعار اشاره دارد که نشان میدهد چگونه غیرت الهی بر دلها حاکم است و انسانها را از غفلت دور نگه میدارد. همچنین اشاره میشود که غیرت در عبادت و طاعت بسیار مهم است و مؤمنان باید به یاد خداوند باشند و از مشغول شدن به غیر او پرهیز کنند.
حکایاتی از بزرگان نقل میشود که تأکید بر تعلق قلبی به خدا و خودداری از موانع این تعلق دارد. در نهایت، متن خواستههای الهی را به عنوان اصلیترین هدف زندگی مؤمنان معرفی میکند و اهمیت از خود گذشتگی برای حفظ رابطه با خدا را یادآوری مینماید.
هوش مصنوعی: خداوند تعالی فرمود: بگو، پروردگار من تنها چیزهای زشت و فاحش را حرام کرده است، چه آنچه آشکار است و چه آنچه پنهان.
هوش مصنوعی: عبدالله میگوید که پیامبر اسلام (ص) فرمودند هیچکس به اندازه خداوند از حرام بودن فواحش حسادت نمیکند و به همین دلیل، هم فواحش پنهان و هم آشکار را منع کرده است.
هوش مصنوعی: ابوهریره روایت میکند که پیامبر فرمودند خداوند بسیار غیرتمند است و از آنجایی که خداوند اینگونه است، مؤمن نباید کاری انجام دهد که برای او حرام است.
هوش مصنوعی: استاد امام رحمتالله علیه میفرماید که غیرت به معنای ناپسند دانستن شرکت در امور الهی با دیگران است. و هنگامی که خداوند عزوجل با غیرت وصف میشود، به این معناست که او هیچگاه اجازه نمیدهد که دیگران در حقّی که بر عهدهاش است، شریک شوند و در اطاعت بندگان با او شریک نیستند.
هوش مصنوعی: گروهی از حکایتگویان میگویند که هنگام خواندن این آیه پیش او، چنین آمده است: «زمانی که قرآن را میخوانی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، پردهای پوشاننده قرار میدهیم.»
هوش مصنوعی: به دوستان گفت: آیا میدانید این حجاب چیست؟ این حجاب، حجاب غیرت است و هیچکس غیرت بیشتری از خداوند متعال ندارد. منظور از این که گفته شده حجاب غیرت است، این است که سبب شده تا کافران به شناخت واقعی دین دست نیابند.
هوش مصنوعی: استاد ابوعلی فرمود که افرادی که در عبادت سستی میکنند، کسانی هستند که به دلیل کمهمتی و ضعف، از نزدیکی به خدا دور شده و از مسیر رهایی و قرب به او عقبنشینی کردهاند. آنها بهدلیل حالتی که دارند، نمیتوانند به پیش روند و در عبادت خود تنبلی میکنند.
هوش مصنوعی: واندرین به معنای سرگردانی یا بیهدف گشتن است. این واژه معمولاً به حالتی اشاره دارد که فرد بدون مقصد مشخصی در حال جستجو یا گشت و گذار است. گاهی اوقات این حالت میتواند به عنوان یک تجربه جالب یا حتی الهامبخش تلقی شود، زیرا فرد ممکن است در طول این سرگردانی به چیزهای جدید و نادیدهای برخورد کند.
هوش مصنوعی: من جوانی هستم که تحت تأثیر تو قرار گرفتهام، اما از نظر من، در قضاوتهایی که از طرف سرپرستانم میشود، کمی دچار تردیدم.
هوش مصنوعی: من از عشق او به شدت رنج میبرم و اگر او مرا نمیخواهد، چه کار میتوانم بکنم؟ در این مورد گفتهاند که بیمارانی هستند که کسی به عیادتشان نمیآید و افرادی هستند که خواهانشان نیستند، و این وضعیت از هر درد و مشکلات دیگری سختتر و ناگوارتر است.
هوش مصنوعی: روزی ابوالعباس به ما گفت که در ابتدا حالتی خوب و دلگرمکننده برای ما وجود داشت. میدانستم که بین من و رسیدن به هدفم فاصلهای هست. شبی خواب دیدم که از بالای کوهی به پایین میاندازند و من میخواستم به بالای آن کوه بروم. این خواب مرا ناراحت کرد. ناگهان صدایی به من گفت: ای ابوالعباس، خداوند مقدر کرده است که به آنچه طلب میکنی نرسی، اما دانش و حکمت بر زبان تو جاری خواهد شد. صبح که از خواب بیدار شدم، احساس کردم که حکمت به راحتی از زبانم بیرون میآید.
هوش مصنوعی: و همچنین از استاد ابوعلی شنیدم که یک پیرمردی بود که از عارفان بود و حالش در زمانی خاصی تغییر کرده بود. وقتی او مدتی ناپدید شد، درویشان پس از مدتی او را دوباره دیدند. از او پرسیدند که حالش چگونه است و او پاسخ داد که یک حجاب بر وجودش افتاده است.
هوش مصنوعی: استاد ابوعلی رحمت الله وقتی در میان مجلس اتفاقی افتاد که توجه حاضران را جلب کرد، فرمود: این نتیجه غیرت الهی است که میخواهد چیزی که از صفای وقت میگذرد، از بین نرود.
هوش مصنوعی: او تصمیم داشت به بیان زیباییهای خود، اما زمانی که به آینه نگاه کرد، چهره دلربایش او را از ادامه این کار منصرف کرد.
هوش مصنوعی: یک نفر از او خواست که آیا میخواهد معشوقش را ببیند، او پاسخ داد که نه. وقتی از او پرسیدند چرا، گفت: زیبایی او آنقدر زیاد است که کسی مانند من شایسته دیدار او نیست.
هوش مصنوعی: من به شدت حسرت میخورم که دیگران تو را مینگرند، تا جایی که وقتی به تو نگاه میکنم، از شدت حسادت چشمهایم را میبندم.
هوش مصنوعی: تو را میبینم که در میان صفاتت، افت و خیزهایی وجود دارد که همواره مرا به چالش میکشد و مجذوب خود میسازد.
هوش مصنوعی: شبلی را سوال کردند که چه زمانی آرامش خواهی داشت؟ او پاسخ داد: زمانی که هیچ یک از ذکرکنندگان او (خدا) را نبینم.
هوش مصنوعی: از استاد ابوعلی شنیدم که درباره گفتار پیامبر صلیاللهعليهوآله رحمت خداوند به مردی از اعراب که اسبی را فروخته یا خریده بود، صحبت میکرد. آن مرد اعرابی خواستار اقالت (برگشت از معامله) شد و اظهار داشت که خدا عمرش را طولانی کند. پیامبر از او پرسید که متعلق به کدام قبیلهای هستی و او پاسخ داد که از قریش است. یکی از صحابه که در آنجا بود گفت این خیلی ناعادلانه است که او پیامبرش را نشناسد. پیامبر فرمود که من از قریش هستم و این درست بود که او برود و دیگران را از هویّت من آگاه کند. سپس خداوند به زبان آن صحابه وحی کرد تا اعرابی بفهمد که او کیست.
هوش مصنوعی: بعضی از مردم معتقدند که غیرت از ویژگیهای کسانی است که در مراحل ابتدایی ایمان هستند و فرد مؤمن نباید به گزینههای دیگر توجه کند. او نباید در امور مربوط به مملکت دخالتکند، بلکه حقّ تعالی برتر است و هر آنچه که بخواهد، انجام میدهد.
هوش مصنوعی: ابوعثمان مغربی میگوید که غیرت از ویژگیهای مریدان است و اهل حقائق چنین ویژگی ندارند.
هوش مصنوعی: شبلی میگوید غیرت دو نوع است: یک نوع آن غیرت انسانی است که بر اساس احساسات و واکنشهای بشری شکل میگیرد و نوع دیگر غیرت الهی است که بر دلها تاثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: شبلی میگوید که غیرت الهی بر نفسها به خاطر این است که آنها در چیزی غیر از خداوند عزّ و جلّ هدر نروند.
هوش مصنوعی: واجب این است که غیرت دوست را آنگونه درک کنیم که به معنی غیرت بر حق نسبت به بندگان باشد. این غیرت به گونهای است که حق اجازه نمیدهد که انسان به غیر از خودش توجه کند و او را از دیگران دور نگه میدارد. غیرت بندگان خدا هم به این معناست که نباید به غیر حق مشغول شوند. نباید بگویند که بر خدا غیرت میورزند، بلکه باید بگویند که بر خدا غیرت میورزند، زیرا غیرت بر حق نشانه جهل است و به بیدینی میانجامد. در حالی که غیرت بر حق، احترام به حقوق او را واجب میکند و موجب خالصبودن عمل میشود. باید بدانید که سنت خداوند با اولیای خود این است که اگر آنها به غیر از او مشغول شوند یا دلشان به غیر از او مشغول باشد، خداوند بر دلهایشان غیرت میکند تا بتوانند با خلوص عبادت کنند و از آنچه که دلشان خواسته، فارغ باشند. به عنوان مثال، هنگامی که آدم علیهالسلام تصمیم گرفت که در بهشت جاودانه بماند، از همان جا بیرون رفت. همچنین، ابراهیم علیهالسلام به خاطر عجب از اسماعیل در دلش پیش آمد که دستور قربانی کردن او را دریافت کرد و وقتی دلش آرام شد و بر قربانی کردن او ایستاد، دست و پای او را بست و کارد را بر گلویش نهاد و فرمان قربانی شدن او را پذیرفت.
هوش مصنوعی: محمد بن حسان گوبد در کوه لبنان در حال گشت و گذار بود. ناگهان جوانی از جایی بیرون آمد که به دلیل باد و گرما دچار آسیب شده بود. وقتی مرا دید، فرار کرد. من هم به دنبال او رفتم و از او خواستم که یک سخن به من یاد بدهد. او در جواب گفت: مراقب باش، زیرا او (خدا) غیرت دارد و نمیخواهد در دل بندهاش چیزی جز خودش باشد.
هوش مصنوعی: نصرآبادی میگوید که حق، پرنفوذ و سرفراز است و تنها کسانی که به این حق پایبند هستند، میتوانند به آن دسترسی پیدا کنند.
هوش مصنوعی: خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که فردی به او نیاز دارد و او نیز به این فرد نیاز دارد. اگر آن فرد نیاز خداوند را برآورده کند، خداوند نیز نیاز او را برآورده خواهد کرد. پیامبر در نیایش خود از خداوند سؤال کرد که نیاز تو به بندت چیست. خداوند پاسخ داد: دل او با کسی دیگر است، بنابراین به او بگو که دلش را از آن شخص جز من جدا کند تا نیازش برآورده شود.
هوش مصنوعی: بایزید بسطامی در خواب حوریان بهشتی را دید و به آنها نگاه کرد. اما بعد از مدتی از دیدن آنها منصرف شد. چند روز بعد دوباره آن حوریان را در خواب دید، اما این بار به آنها نگاه نکرد و گفت: «شما باعث حواسپرتی من هستید.»
هوش مصنوعی: رابعه بیمار شد و وقتی از او پرسیدند علت بیماریات چیست، گفت: یک بار به بهشت نگاه کردم و این باعث شد که متوجه شوم چگونه باید رفتار کنم. بنابراین به فرمان او، تصمیم گرفتم که دیگر این کار را نکنم.
هوش مصنوعی: روزی در جستجوی شخصی صالح بودم و به کوهی گذر کردم. در آنجا گروهی از افکار، نابینایان و بیماران را دیدم و از حالشان پرسیدم. گفتند در آنجا مردی وجود دارد که سالی یک بار بیرون میآید و دعا میکند و مردم شفا مییابند. من ایستادم تا آن روز فرا برسد که او بیرون بیاید و دعا کند. وقتی او دعا کرد، همه شفا یافتند و رفتند. من نیز به دنبالش رفتم و به او گفتم که من دردی باطنی دارم و داروی آن چیست. او پاسخ داد که یا از من دست بکش زیرا او حساس است و تا وقتی که تو با کسی جز او تنها نشوی، تو را نخواهد دید.
هوش مصنوعی: روزی ابوعلی به نقل از پیامبر خدا فرمودند که وقتی آن مرد بدوی به مسجد پیامبر وارد شد و در آنجا ادرار کرد، یاران پیامبر به سرعت به سوی او رفتند تا او را بیرون کنند. اگرچه آن مرد بدوی از ادب خارج شده بود، اما یاران پیامبر شرمنده شدند و به خاطر رفتار او ناراحت شدند، زیرا دیدند که حرمت پیامبر در اینجا زیرپا رفته است. در چنین مواقعی انسان نیز باید بداند که عظمت و قدرت خداوند چقدر بزرگ است و نباید در یادآوری او غافل شد و از طاعتش غافل گردید.
هوش مصنوعی: شبلی پسری به نام ابوالحسن داشت که فوت کرد. مادرش بسیار ناراحت بود و موهایش را برید. شبلی به حمام رفت و آهک بر سرش ریخت تا تمام موهایش را بکند. دوستان و آشنایان برای تسلیت به او میآمدند و میپرسیدند این کار چیست. یکی از آنها به او گفت که با خانوادهاش به توافق رسیده و او توضیح داد که میدانسته آنها برای تسلیت به او میآیند و خواهند گفت که خداوند ثواب دهد. او نیز موی سرش را قربانی کرده تا برای آنها مشغول کار دیگری شود و ذکر خدا را از یاد نبرد.
هوش مصنوعی: مؤذّن اعلام فرزند خواندگی نماز میکند و نوری به او میگوید که این کارش باعث مرگ او میشود. در این بین سگی نیز صدایی دارد و میگوید که آمادهام. برخی این کار سگ را بیدینی میدانند و از مؤذّن میپرسند که چرا چنین گفتی. او توضیح میدهد که آن مرد خداوند را به اشتباه یاد میکرد و من به این خاطر چنین گفتم؛ اما سگ درست و با صدای بلند نام خدا را میبرد. در واقع، همه موجودات به ستایش خداوند مشغول هستند، هر چند که شما نمیتوانید این ستایش را درک کنید.
هوش مصنوعی: شبلی هنگام نماز خواندن که به مرحله شهادت رسید، ایستاد و گفت: اگر نه اینکه تو چنین فرمودی، هیچ کس دیگری را به یاد نمیآوردم.
هوش مصنوعی: مردی گفت: "خداوند بزرگتر از این میتواند باشد." کسی دیگر گفت: "میخواهم چیزی بزرگتر از این بگوید."
هوش مصنوعی: از یکی از درویشان شنیدم که نقل میکرد از شیخ ابوالحسن خرقانی که میگفت: «الاالهَ اِلّا اللّهُ» را از عمق دل میگویم و «مَحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ» را از درون گوش میگویم. و اگر کسی به ظاهر این عبارتها توجه کند، ممکن است فکر کند که شریعت را بیارزش دانسته است. اما حقیقت این نیست؛ زیرا داشتن فهمی صحیح از امور دیگران به اندازهای که حق میطلبد، در درک واقعیات ضروری است. و الله اعلم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.