و از آن جمله فنا و بقا است. قوم اشارة کرده اند بفنا و گفته اند پاک شدن است از صفات نکوهیده و اشارة کرده اند ببقاء بتحصیل اوصاف ستوده و چون بنده ازین دو حال بیکی موصوف بود بهیچ حال ازین خالی نبود چون این اندر آید دیگر برود، متعاقب باشند بر یکدیگر هر که از اوصاف مذموم فانی گردد خصال محمود بر وی درآید و هر که خصلت مذموم بر وی غلبه گیرد از خصال محمود برهنه گردد. و بدانک آنچه بنده بر اوست افعال است و اخلاق و احوال، افعال تصرّفهای بنده بود باختیار بنده و اخلاق مطبوع بود ولکن بمعالجت بگردد. چنانک در عادت رفته است و احوال بر بنده در آید بر روی ابتدا ولکن صفای آن از پس اعمال پاکیزه بود و آن چون اخلاق بود ازین روی برای آنک چون بنده بخویهای نیکو رسد خویهای بد را نفی کرده باشد بجهد خویش و از خدای توفیق خواهد و یاری خواهد تا خوی او نیکو کند همچنین چون بر تزکیت اعمال خویش مواظبت نماید بجهد و طاقت خویش، خدای بر وی منّت نهد بصافی گردانیدن احوال و هرکی بپرهیزد از افعال نکوهیده بزبان شریعت ویرا گویند از شهوت خویش فانی گشت و چون فانی گردد از شهوت بنیّت و اخلاص، باقی گشت در بندگی خویش و هر کی بدل اندر دنیا زاهد گشت او را گویند از رغبت فانی گشت و چون از رغبت فانی گشت بانابت باقی شد و هر کی معالجت کند خوی خویش را و حسد و کین و بخل و خشم و تکبّر از دل خویش براند و این همه فعلها از رعونات نفس خیزد گویند از خویهای بد فانی گشت و چون ازین فانی گشت باقی گشت بصدق و فتوّت. و هرکه بدید کی تصرّف و احکام بقدرت اوست گویند از گردش زمانه فانی گشت و از خلق و چون از پندار وجودِ آثار خلق فانی گشت و بدانست کی با ایشان هیچ چیز نیست بصفات حق باقی شد.
و هر کی سلطان حقیقت بر وی غلبه گرفت تا از اغیار هیچ چیز نبیند نه عین و نه اثر، او را گویند از خلق فانی شد و بحق باقی شد و فناء بنده از احوال نکوهیدۀ او و احوال خسیس او، نیستی این فعلها بود و فناء او از نفسش و از خلق، آن بود که او را بخویشتن و بایشان حسّ نبود، چون از احوال و افعال و اخلاق فانی گشت روا نبود کی کس ازین هیچ چیز موجود بود چون گویند از خویشتن و خلق فانی گشت. نفس او و خلق موجود باشند ولیکن او غافل ماند از نفس خویش و از خلق، نه خود را بیند و نه خلق را. و مرد بینی کی در نزدیکی پادشاهی شود یا در پیش محتشمی از خویشتن و از اهل آن مجلس غافل شود و بود کی ازان محتشم نیز غافل شود و اگر او را پرسند از صفات آن صدر و چگونگی آن مقام، خبر نتواند داد. قالَ اللّهُ تَعالی فَلَمّا رَأَیْنَهُ اَکْبَرْنَه و قَطَعْنَ اَیْدِیَهُنَّ آن زمان نزدیک دیدار یوسف الم و درد دست بریدن نیافتند و ایشان ضعیف ترین مردم بودند و گفتند این آدمی نیست و او فرشته است و او فرشته نبود، این غفلت مخلوقی بود از مخلوقی چه ظن بری بر آنک او را از حضرت حق تعالی کشفی افتد بشهود حق تعالی اگر از حس و علم بنفس خویش و ابناء جنس خویش غافل شود چه عجب بود.
هر که از جهل خویش فانی شود بعلم او باقی گردد و هرکه از شهوت فانی شود بانابت باقی گردد و هر کی از رغبت فانی شود بزهادت باقی گردد و هر که از آرزو فانی شود بارادت باقی گردد و همه صفات او برین جمله بود، چون بنده فانی شود از صفت خویش بدین کی ذکرش برفت از آن برگذرد بفناء خویش از رؤیت فنا و اشارت کردند بدین معنی.
شعر:
وَ قومٌ تاهَ فی الارضٍ بِقَفْرٍ
وَ قومٌ تاهَ فی مَیْدانِ حُبِّه
فَاُفنوْا ثُمَّ اُفنوْا ثُمَ اُفْنوْا
وَاُبْقوْا بالبقا مِن قُرْبِ رَبّه
اوّل فانی شدن از نفس و صفات خویش ببقاء حق و صفات او پس فانی شدن از شهوت بهلاک شدن در وجود حق.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره مفهوم فناء و بقاء در سیر و سلوک معنوی است. فناء به معنای پاک شدن از صفات نکوهیده است و بقاء به معنی دستیابی به اوصاف ستوده. انسان همیشه بین این دو حالت در حال حرکت است؛ وقتی صفتی بد را از خود دور میکند، خصائصی خوب بر او ظاهر میشود و بالعکس. افعال و اخلاق انسان با اراده و تلاش او شکل میگیرد. اگر فردی از صفات زشت مانند حسد و کینه فاصله بگیرد و به صفات نیکو مثل صدق و فتوت نزدیک شود، او از "نفس" و "خلق" فانی شده و به "حق" باقی میشود. همچنین افراد با غفلت از خود و مخلوقی که در کنارشان هستند، به شناخت عمق حقیقت و شهود حق میرسند. در نهایت، هدف این است که انسان از خود و صفات زشتش فانی شده و به صفات و حقیقت الهی باقی بماند.
هوش مصنوعی: فنا و بقا دو مفهوم مهم هستند. فنا به معنای رهایی از صفات ناپسند و بقا به معنی کسب صفات پسندیده است. هر فردی که به یکی از این حالتها وصف شده باشد، هیچگاه از حالت دیگر خالی نیست. به طور متوالی، اگر کسی از صفات ناپسند رهایی یابد، صفات نیکو به او روی میآورد و بالعکس، اگر صفت ناپسند بر او غلبه کند، از صفات نیکو محروم میشود. آنچه که ما به آن مشغولیم شامل اعمال، اخلاق و حالتهاست. اعمال اختیار شخص است و اخلاق به نوعی درونیسازی محسوب میشود که قابل تغییر است. هنگامی که فرد به صفات نیکو دست یابد، در واقع صفات بد را از خود دور کرده است و برای این کار، از خداوند کمک و توفیق میجسته است. اگر فرد به پاکسازی اعمال خود توجه کند و در تلاش باشد، خداوند به او کمک خواهد کرد تا حالاتی نیکو پیدا کند. کسانی که از اعمال ناپسند دوری میکنند، به معنای دیگری به شهوتهای خود پایان دادهاند و در نتیجه، در بندگی خود باقی میمانند. کسانی که در دنیا زاهد میشوند، از تمایلات دنیوی فاصله گرفته و در حقیقت، در اصل وجود خود باقی میمانند. اگر فردی به اصلاح خود بپردازد و صفات منفی را از دل خود دور کند، به صداقت و شجاعت نزدیکتر خواهد شد. در نهایت، اگر کسی درک کند که قدرت تغییر و تصرف در دستان اوست و از افکار مربوط به آثار خلق فاصله بگیرد، به حقیقتی میرسد که تنها صفات حق، پایدار و باقی هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که حقیقت بر او چیره شود و هیچ چیز از غیر خود نبیند، نه به صورت و نه به اثر، او را میگویند که از دنیا رفته و به حقیقت پیوسته است. از بین رفتن او از صفات ناپسندش و از حیاط فانی است. عدم مواجهه با این افعال و حالات، نبودن در عالم مادی است و از خود و دیگران غافل شدن، به این معناست که او دیگر احساس و آگاهی از خودش و دیگران ندارد. مانند فردی که در نزدیکی یک مقام والا قرار میگیرد، از خود و اطرافیانش غافل میشود و حتی از صفات آن مقام نیز ناآگاه میماند. در داستان حضرت یوسف نیز زمانی که همگان او را میبینند، غافل از خود و احساساتشان میشوند تا جایی که نمیتوانند وجود او را یک انسان بپندارند، بلکه او را فرشته تصور میکنند. این غفلت از حقیقت نشان میدهد که اگر کسی از خود و دیگران غافل شود، شگفتی ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از جهل خود رها شود، با علم باقی میماند و هر کس که از شهوات خود عبور کند، به نَسبت باقی میرسد. همچنین، کسی که از رغبتهای دنیوی رهایی یابد، به زهد دست مییابد و کسی که آرزوهایش را کنار بگذارد، به ارادت واقعی نائل میشود. تمامی صفات انسانها به این صورت است که هنگامی که فرد از صفات خود فانی شود، یاد و ذکر او از بین میرود و به فنا دست مییابد. این نکته به نوعی اشاره به حقیقتی دارد که باید درک شود.
هوش مصنوعی: گروهی در بیابانی بی آب و علف سرگردان هستند و گروهی دیگر در میدان عشق گم شدهاند.
هوش مصنوعی: بکوشید و تلاش کنید، سپس دوباره تلاش کنید و باز هم کوشش کنید، اما در عین حال، به خاطر نزدیکی به پروردگارتان باقی بمانید.
هوش مصنوعی: در ابتدا انسان باید از نفس و ویژگیهای خود گذر کند و به بقای حق و صفات او برسد. پس از آن، باید از تمایلات و هوسها فاصله بگیرد و در وجود حق محو شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.