و از ایشان بود سمنون بن حمزه و کنیت وی ابوالحسن بود و گویند ابوالقاسم بود، صحبت سری کرده بود و از آن احمدالقَلانسی و آنِ محمدبن علی القَصّاب و پیران دیگر، و این شعر از وی حکایت کنند کی گفت. و از ایشان بود
وَلَیْسَ لی فی سِواکَ حَظٌّ
فَکَیْفَ ما شِئْتَ فَاخْتَبِرْنی
معنی این چنانست که مرا اندر غیر تو نصیب نیست و دلم بغیر تو مایل نیست و هرچه خواهی بیازمای. اندر ساعت بول بر وی بسته شد و بگرفت، پس بدبیرستانها همی شد و کودکانرا گفتی دعا کنید عمّ دروغ زن شما را.
و گویند کی این شعر بگفت و یکی از یاران وی دیگر روز گفت برستاق بودم و آواز استاد سمنون شنیدم و دعا و تضرّع همی کرد و از خدا شفا همی خواست. و آن دیگر گفت من دوش بفلان جای بودم و من نیز شنیدم سه دیگر همچنین گفت چهارم نیز همچنین گفت، این خبر بسمنون رسید و بعلّت اسر ممتحن بود و صبر همی کرد و جزع نکرد چون این بشنید که مردمان این میگویند و وی این دعا نکرده بود و این سخن نگفته بود دانست که ازین مراد اظهار جزع است تا بادب گردد ببندگی و حال او مستور ماند، اندر مکتبها همی گشتی و دعا همی خواستی.
ابواحمد مغازلی گوید ببغداد بودم و چهل هزار درم بدرویشان تفرقه کردند و سمنون گفت یا ابااحمد نبینی کی این مال تفرقه کردند و بما هیچ ندادند که صدقه دهیم بیا تا جائی شویم و بهر درمی کی نفقه کردند رکعتی نماز کنیم، بمداین شدیم و چهل هزار رکعت نماز کردیم.
سمنون بخلق ظریف بود و سخن اندر محبّت بسیار گفتی و حال او بزرگ بوده است و وفاة وی پیش ازانِ جنید بود.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سمنون بن حمزه، معروف به ابوالحسن یا ابوالقاسم، از شخصیتهای مهم در ادب و عرفان بوده است. او شعری دارد که بیانگر احساس عمیقش نسبت به عشق و تعلق خاطرش به معشوق است. سمنون از دعا و تضرع کردن یاد میکند و در این باره به یک ماجرای مربوط به بیماری خود اشاره میکند که مردم به اشتباه فکر کردند او دعا کرده است. وی با سکوت و صبر به شایعات واکنش نشان میدهد و سعی میکند در موقعیتهای مختلف استقامت داشته باشد. همچنین، در روایتی دیگر، سمنون و دوستانش با جمعآوری مبلغی برای نیازمندان، به نماز و دعا مشغول میشوند. او فردی با ذوق و سخنوری در زمینه محبت بوده و قبل از جنید وفات کرده است.
هوش مصنوعی: سمنون بن حمزه یکی از شخصیتها بود که به ابوالحسن یا ابوالقاسم نیز معروف بود. او با گروهی از اهل علم صحبت کرده بود و از جمله افرادی که در آن جلسه بودند، احمد القلانسی و محمد بن علی قصاب و دیگران بودند. همچنین، شعری از او نقل شده که نشاندهنده سخنانش است.
هوش مصنوعی: من هیچ سهمی از غیر تو ندارم، پس هر طور که میخواهی مرا آزمایش کن.
هوش مصنوعی: من تنها به تو وابستهام و هیچ علاقهای به غیر تو ندارم. هرچه بخواهی میتوانی امتحان کنی. در آن لحظه که احساس نیاز به رفتن به دستشویی کرد، خود را نگه داشت و بعد به سمت مدارس میرفت و از بچهها خواست برای عموی دروغگوی شما دعا کنند.
هوش مصنوعی: در روز بعد، یکی از یاران گفت که در برستاق بوده و صدای استاد سمنون را شنیده که دعا و گدایی میکرد و از خدا شفا میخواست. یاری دیگر نیز گفت که او شب گذشته در جای دیگری بود و همین صدا را شنیده است، و دیگری هم همین را تکرار کرد. این خبر به سمنون رسید و او به خاطر امتحان الهی، صبر کرد و بیتابی نکرد. وقتی این را شنید که مردم چنین میگویند، فهمید که مقصودشان ابراز درد و رنج است تا به او ادب یاد بدهند. او در حالتی پنهان باقی ماند و در مکتبها میگشت و دعا میکرد.
هوش مصنوعی: ابواحمد مغازلی روایت میکند که در بغداد بود و چهل هزار درم را به درویشان تقسیم کردند. او به سمنون گفت: آیا نمیبینی که این پول را تقسیم کردند و به ما چیزی ندادند تا صدقه بدهیم؟ بیایید به جایی برویم و به ازای هر درمی که خرج کردهاند، یک رکعت نماز بخوانیم. آنها به مداین رفتند و چهل هزار رکعت نماز خواندند.
هوش مصنوعی: سمنون شخصی لطیف و ظریف بود و درباره عشق و محبت بسیار سخن گفت. او بسیار محترم و بزرگوار بود و فوت او قبل از جنید رخ داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.