گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۶

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد

آن فتنهٔ ماتم زده ها را که خبر کرد

افسانهٔ غم های تو گویند به نوحه

از درد دلم اهل عزا که خبر کرد

گویند که آشفتگئی هست درآن زلف

زین غم، که فزون باد، صبا را که خبر کرد

بودند به هم گرم نگاه من و معشوق

بیگانگی آموز حیا را که خبر کرد

خلد از تو نگیرند شهیدان محبت

از جود تو این مشت گدا را که خبرکرد

در صومعه زهاد نهان باده گسارند

از شیوهٔ ما اهل ریا را که خبر کرد

عرفی به تو رندان ته خم لطف نمودند

از تیرگی ات اهل صفا را که خبر کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صبا نوشته:

بیتى از این شعر در اینجا ذکز نشده است
غم را که خبر کرد بلا را که خبر کرد / آن نعره کش هى على را که خبر کرد

کانال رسمی گنجور در تلگرام