گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۶

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

هجران شب تار ما ندارد

غم عقدهٔ کار ما ندارد

تا جان به هوای گل فشانیم

گل میل کنار ما ندارد

گر عزم سفر کند خوشش باد

جان طاقت بار ما ندارد

فردوس شراب دارد اما

پیمانه گُسار ما ندارد

ساقی می ناب دارد، اما

در خورد خمار ما ندارد

هر کس که رهین حرف و صوت است

پیغام-نگار ما ندارد

از بس که رمیده ایم و ترسان

غم ذوق شکار ما ندارد

عرفی نه ز دوست-دشمنان است

اما غم کار ما ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرایه یغمایی نوشته:

نادرست:

تا جان به هوای گل فشانیم
گل میل کنار ما ندارد

درست:
ما جان به هوای گل فشانیم
گل میل کنار ما ندارد

رسته نوشته:

هجران شب تار ما ندارد
غم عقدهٔ کار ما ندارد
ما جان به هوای گل فشانیم
گل میل کنار ما ندارد
گر عزم سفر کند خوشش باد
جان طاقت بار ما ندارد
فردوس شراب دارد اما
پیمانه گُسار ما ندارد
هر کس که رهین حرف و صوت است
پیغام نگار ما ندارد
ساقی می ناب دارد اما
در خورد خمار ما ندارد
از بس که رمیده ایم و ترسان
غم میل شکار ما ندارد
عرفی نه ز دوست، دشمنان است
اما غم کار ما ندارد

این غزل در پیروی از امیرخسرو دهلوی سروده است، غزلی که مطلع آن چنین است

گل رنگ نگار ما ندارد
بوی خوش یار ما ندارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام