آنکه دارد اختصاصی تاج او
از لیالی لیلة المعراج او
وه چه معراجی که عقل ذوفنون
از بیان آن نمی آید برون
وه چه معراجی که او را در صفات
عقل بطلمیوس و جالینوس مات
چشم توحیدیش چون بینا نمود
مدرک آن بوعلی سینا نبود
عقل مو بین پای ره بس تفته است
زین خدای آگاه آن کو رفته است
حال او را آل او دانند و بس
بعد از آن عشاق دیگر هیچ کس
اهل دل زین نکته خوشتر بو برند
بهتر از ما، پی به حال او برند
کردم این مطلب سؤال از کاملی
نکته دانی عارفی صاحب دلی
در شریعت در طریقت معتبر
از دقایق وز حقایق با خبر
گوش حالش مملو از اسرار غب
صاحب «علم الیقین » بی شک و ریب
کز همه شبها چرا ای شمع خاص
یافت آن یک شب به معراج اختصاص
وز چه آن تاریک شب مانند بدر
از همه شبها فزونتر شد به قدر
گفت ای سلطان اقلیم ازل
شاهد مشهور حی لم یزل
آن به نسبت خاتم پیغمبران
درة التاج گرامی گوهران
کرد آن شب گرم آن هنگامه را
تا دلیل خاص باشد عامه را
تا که باشد از اصول دین او
حجتی در شرع و در آیین او
ورنه او را از لعمرک تاج بود
هر شب او را لیلة المعراج بود
هر شب از بیداری آن سرزنده بود
هر شب آن در حلقه اش جنبنده بود
هر شب اندر آستان با طمطراق
حاضر از بهر سواری اش براق
در قفای آن سرابیل صفا
خورده هر شب شاهد عیسی قفا
فرش را هر شب کشانیدی به عرش
عرش را هر شب نشانیدی به فرش
هر شب او را شاهدی غیبی به پیش
هر شب او را «نزل لاریبی » به پیش
هر شب اندر مسجدالاقصی به راز
مقتدای انبیا بد در نماز
هر شب اندر سفره آن شمع هدی
بد شریک اش در غذا دست خدا
هر شب آن طالب در مطلوب بود
آن حبیب اندر بر محبوب بود
بلکه از آن بزم قرب آن نور پاک
معجزی بد رجعت ار کردی به خاک
حکمتی در رجعت آن نور بود
کز پی ارشاد ما مأمور بود
چون ز اوج قرب می آمد فرود
«کلمینی یا حمیرا» می سرود
باز چون مجموعی آوردی ملال
برزدی بانگ «ارحنا یا بلال »
گر نبد مأمور ارشاد از خدا
کی ز اصل خویشتن گشتی جدا
گر حباب از بحر گردد منفصل
هم شود با بحر آخر متصل
نور اگر چندی ز نور افتد به دور
می کند رجعت هم آخر سوی نور
قطره گر چندی ز دریا بازگشت
آخرش باشد به دریا باز گشت
در مقام نسبت از مردار و قند
هر کسی را هر چه باید می دهند
هیچ دیدی طوطی مردار خوار
یا کند کرکس به قندستان گذار
یا شود کبکی به مهمانی زاغ
یا که جغدی همدم طاووس باغ
یا که بیدی میوه یی آرد به بار
یا که دستی سر بر آرد از چنار
یا لئیمی کو نماید بذل سیم
یا جوادی کو کند مدح لئیم
یا که ملایی شود درویش دوست
گر شود، می دان که هم درویش اوست
ای زبان کرده مرا هر تار مو
من نمی گویم تو می گویی بگو
تو زبان را می کنی تعلیم من
تو بیان را می کنی تسلیم من
بعد از آن بر سر دیگر لب گشود
کان شب او را لیله ارشاد بود
یعنی آن فعال کل ما یرید
خواست تا ورزد ارادت با مرید
از مکان بر لامکانش برکشاند
در حریم قرب خاصش برنشاند
در ارادت کرد او را خرقه پوش
خلعت عبدیت افکندش به دوش
ماه خود را تا کند پاینده بدر
اولش داد از عنایت شرح صدر
گفتش ای سرحلقه اهل رشاد
ای تو را ما هم مرید و هم مراد
آزمودستیم ما تسلیم تو
اسم اعظم می شود تعلیم تو
خود رها کردی به ما واصل شدی
خود شدی ما در لباس بیخودی
ای گرامی بنده شاکر مرا
با دو اسم من بشو ذاکر مرا
هر دو در ذاتند با اسم تو جفت
اسمشان را با تو می بایست گفت
آن یکی را خوان خفی وین را، جلی
اولین الله و آن دوم علی(ع)
از علی بهتر ندارم چونکه دوست
لاجرم در رتبه همنام من اوست
زین دو اسم پاک استمداد کن
خلق را با این دو اسم ارشاد کن
این به باطن مورث امداد تو
و آن به ظاهر باعث امداد تو
زین دو اسم پاک پر کن سینه را
صیقلی کن زین دو اسم آیینه را
تا در آن آیینه بینی روی من
متصف گردی به خلق و خوی من
غم مخور کز این دو اسم دلپسند
تا قیامت اسم تو سازم بلند
اشرف الاسما نمایم اسم تو
قبلة الاشراف سازم جسم تو
مشرق و مغرب بگیرد دین تو
شش جهت را پر کند آیین تو
زین دوام بهتر ز اسما نیست اسم
هر دو یک گنجینه اندر یک طلسم
دار همچون جان گرامی هر دو را
پوش از نادان و عامی هر دو را
آدم ار چند اندر این ره مو شکافت
بهره یی زین «علم الاسما» نیافت
لاجرم محروم ماند او از بهشت
وان مقام خاص را از کف بهشت
باز از جنت نگشت او بهره ور
تا از آن اسما ندادندش خبر
گر که این شب را دلارا گشت ذیل
لیلة الواحد بود نه الف لیل
داستان اعور و احدب که نیست
یک شب است آن شب هزاران شب که نیست
پس در آن شب عبد را شاکر نمود
با دو اسم اعظمش ذاکر نمود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن در مورد معراج پیامبر اسلام و ویژگیهای خاص آن شب نوشته شده است. شاعر به وصف عمیق و روحانی این تجربه میپردازد و بیان میکند که عقلهای بزرگ نیز قادر به درک کامل آن نیستند. او از مقام ویژه پیامبر و ارتباط او با خداوند صحبت میکند و معتقد است معراج فقط مختص او بوده و هیچ کسی را در این مقام نمیتوان همطراز او دانست. شب معراج دارای اسرار و حکمتهای زیادی است که برای تبدیل آن به درک عمومی، پیامبر خاصیتهای خود را به نمایش گذاشت. در نهایت، شاعر با اشاره به دو اسم بزرگ خداوند - «الله» و «علی» - از اهمیت آنها در ارشاد مردم صحبت میکند و میگوید که این دو نام، نقش اساسی در هدایت بشر دارند. متن به صورت کلی به عظمت و ابعاد مختلف معراج میپردازد و تأکید بر مقام پیامبر و ویژگیهای شب معراج دارد.
هوش مصنوعی: کسی که تنها اوست و تاجش از شبهای معراج الهی بهرهمند است.
هوش مصنوعی: این یک تجربه خارقالعاده است که عقل و خرد گوناگون حتی نمیتواند آن را به خوبی توصیف کند.
هوش مصنوعی: وای به حال کسانی که آنچنان تعلق خاطر به صفات عقلانی و آموزههای بطلمیوس و جالینوس دارند که در برابر عظمت او درمانده شدهاند.
هوش مصنوعی: چشم وحدتنگر تو، چنان بیناست که حتی درک آن برای بوعلی سینا نیز ممکن نبود.
هوش مصنوعی: عقل به مغز و فکر انسان اشاره دارد که در مسیر زندگی، گاهی دچار مشکلات و سردرگمی میشود. اما کسی که به خداوند آگاه است و به او ایمان دارد، میتواند از این پیچیدگیها عبور کند و به هدایت برسد.
هوش مصنوعی: حال او را فقط خاندان او درک میکنند و بس، بعد از او هیچ عاشق دیگری نمیتواند حال او را بفهمد.
هوش مصنوعی: افراد با درک و احساس عمیق، این نکته را بهتر از ما درک میکنند و حال او را بهتر تشخیص میدهند.
هوش مصنوعی: من این موضوع را از فردی دانا و عارف که دارای دل پاکی است، سؤال کردم.
هوش مصنوعی: در قوانین و اصول دینی، آشنایی و آگاهی از جزئیات و واقعیات بسیار معتبر و مهم است.
هوش مصنوعی: گوش او پر از رازهایی است که متعلق به کسی است که به علم یقین دست یافته است، بدون هیچ گونه شک و تردیدی.
هوش مصنوعی: چرا در میان تمام شبها، تنها یک شب خاص به تو اختصاص یافته که مانند شمعی درخشان میدرخشی؟
هوش مصنوعی: چرا آن شب تاریک به اندازهای روشن و درخشان شد که از تمام شبها بیشتر به نظر میرسد؟
هوش مصنوعی: ای پادشاه سرزمین جاودان، تو شاهدی معروف و همیشگی.
هوش مصنوعی: در مقایسه با خاتم پیامبران، او مانند نگین با ارزشی بر روی تاج است.
هوش مصنوعی: در آن شب گرم، او آن واقعه را بهگونهای به وقوع پیوست که دلیل خاصی برای عموم مردم باشد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که او (شخص مورد نظر) بر اساس اصول دین و اصول شرعی خود دلیلی محکم و معتبر دارد.
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، او را تاجی همچون تاج عمر نیست، زیرا هر شب برای او شبی مانند شب معراج است.
هوش مصنوعی: هر شب او بیدار و سرزنده بود و در آن حلقه زندگی، همیشه پر از جنب و جوش بود.
هوش مصنوعی: هر شب با شکوه و عظمت در دروازهای حاضر میشود تا سوار بر آن جانور زیبا و سریع شود.
هوش مصنوعی: در پی آن خورشید جلال، هر شب چهرهای زیبا و دلنشین را مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: هر شب فرش را به آسمان میکشیدی و آسمان را به زمین نشان میدادی.
هوش مصنوعی: هر شب او را شاهدی غیبی میبیند که وجود دارد و او را در هر شب به حضور میآورد و این حضور بدون شک و تردیدی است.
هوش مصنوعی: هر شب در مسجدالاقصی به راز و نیاز با پیشوای پیامبران مشغول نماز میشوم.
هوش مصنوعی: هر شب در کنار آن شمع هدایت، خداوند نیز شریک سفرهاش است و در غذا در کنار او حضور دارد.
هوش مصنوعی: هر شب آن شخصی که مشتاق و جستجوگر است، در پی چیزهایی که خواهان آنهاست، بود و آن دوست در آغوش محبوب خود به سر میبرد.
هوش مصنوعی: اگر به آن محفل نزدیک نور پاک بروی، ممکن است به معجزهای دست پیدا کنی که تو را به وضعیت قبلیات برگرداند.
هوش مصنوعی: در بازگشت آن نور، حکمتی نهفته است که به منظور هدایت ما مأموریت دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که از نزدیکی و نزدیکی به خداوند بازمیگشت، شعری با نام «کلمینی یا حمیرا» را میخواند.
هوش مصنوعی: زمانی که دوباره به جمعی رسیدی و اندوهی بر تو غالب شد، فریاد زدی: «ما را راحت کن، ای بلال!»
هوش مصنوعی: اگر مأمور هدایت از جانب خداوند نمیبود، هرگز از ذات خود جدا نمیشدی.
هوش مصنوعی: اگر حباب از دریا جدا شود، در نهایت دوباره به دریا متصل خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر نور مدتی از نور دور شود، در نهایت به سوی نور بازمیگردد.
هوش مصنوعی: هرچند که قطرهای از دریا جدا شود و مدتی دور بماند، در نهایت به دریا باز میگردد.
هوش مصنوعی: در جایگاه نسبت، به هر کس از مردار و قند آنچه باید بدهند.
هوش مصنوعی: آیا دیدهای که طوطی به دور از زندگی طبیعیاش، به مردار خوار تبدیل شده یا کرکس در جایی شیرین و خوشبو زندگی کند؟
هوش مصنوعی: یا اینکه کبکی به مهمانی زاغ برود و با او همراه شود، یا اینکه جغدی به جمع طاووسها در باغ بپیوندد.
هوش مصنوعی: یا اینکه درختی میوهای به بار میآورد، یا اینکه دستی از درخت چنار بیرون میآید.
هوش مصنوعی: یا لئیم، پسری که بخیل است، چیزی را خرج میکند یا جواد، کسی که دارای سخاوت است، از بخیل تعریف میکند.
هوش مصنوعی: اگر دوست به حالت درویش درآید، به مانند یک عالم دین شود، بدان که در واقع او همان درویش است.
هوش مصنوعی: ای زبان، هر تار موی من تو را به سخن واداشته، اما من نمیگویم، تو خود بگو!
هوش مصنوعی: تو به من زبان یاد میدهی و با بیانت مرا به تسلیم وادار میکنی.
هوش مصنوعی: پس از آن، او بر لب دیگرش سخن گفت و گفت که آن شب، شب هدایت و راهنمایی او بود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وجودی که همه چیز را به حرکت درمیآورد، هر چیزی را که بخواهد، میتواند اراده کند و این ارادهاش میتواند با اراده پیروان خود هماهنگ شود و به عملی درآید.
هوش مصنوعی: او را از دنیای مادی که محدود است، به دنیای بینهایت و روحانی منتقل کرد و در نزدیکی و قرب خاص خود قرار داد.
هوش مصنوعی: او در محبت و ارادت، چادر و لباس بندگی را بر دوش او انداخت.
هوش مصنوعی: ماه برای اینکه بتواند پاینده بماند، در همان آغازش از لطف و گشایش صدر الهی بهرهمند شد.
هوش مصنوعی: ای کسی که در میدان دانش و هدایت پیشتاز هستی، ما نیز هم پیرو تو هستیم و هم خواستهامان به تو وابسته است.
هوش مصنوعی: ما امتحان کردهایم و تسلیم تو هستیم، نام بزرگ تو را آموزش میدهی.
هوش مصنوعی: تو خودت را رها کردی و به ما پیوستی، و در واقع خودت را در حالتی از بیهویتی پیدا کردی.
هوش مصنوعی: ای عزیز، شکرگزار من باش و نامهای من را به یاد داشته باش.
هوش مصنوعی: هر دو به نوعی با تو مرتبط هستند و باید نامشان را در کنار نام تو بیان کرد.
هوش مصنوعی: یک نفر را به مقام پنهان و بیخبر از دیگران میخوانند، در حالی که دیگری در مقام آشکار و نمایان قرار دارد. اولین مقام، مقام الهی است و مقام دوم، مقام حضرت علی(ع).
هوش مصنوعی: من هیچ دوستی بهتر از علی ندارم، زیرا او در مرتبه و اعتبار با من یکسان است.
هوش مصنوعی: از این دو نام مقدس کمک بگیر و مردم را با این دو نام راهنمایی کن.
هوش مصنوعی: این به عمق وجود تو کمک میکند و آن به شکل ظاهری باعث حمایت تو میشود.
هوش مصنوعی: دو نام پاک را در دل خود جای بده و دل را از این دو نام صاف و درخشان کن.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آن آینه چهرهام را ببینی، به ویژگیها و خصوصیات من آشنا خواهی شد.
هوش مصنوعی: نگران نباش، زیرا من تا ابد اسم زیبای تو را بزرگ و معروف خواهم کرد.
هوش مصنوعی: من اسم تو را والا و برتر از نامهای دیگر قرار میدهم و به بدن تو احترام خاصی میگذارم و آن را محور و کانون ارادت و احترام قرار میدهم.
هوش مصنوعی: ایمان و اعتقادات تو چنان گسترش مییابد که همه جهتها را فرا خواهد گرفت و تمام جوانب زندگی را دربرخواهد گرفت.
هوش مصنوعی: بسیار بهتر از نامهای مختلف، وجودی پایدار و یکتا است. هر دو نام در حقیقت به یک گنجینه درون یک راز اشاره دارند.
هوش مصنوعی: به دارایی و جان خود بسیار اهمیت بده و از حرفهای نادان و بیخبران دوری کن.
هوش مصنوعی: انسان اگر هم در این راه به نکتههای ریز بپردازد، در نهایت از این دانش خاص بهرهای نخواهد برد.
هوش مصنوعی: او به ناچار از بهشت و مقام ویژهاش محروم ماند و این جایگاه عزیز را از دست داد.
هوش مصنوعی: او هنوز از بهشت بهرهای نبرده است تا زمانی که از آن نامها خبری به او نرسیده باشد.
هوش مصنوعی: اگر این شب مثل شب دلانگیز و زیبا باشد، مثل شب قدر است و نه مثل هزار شب دیگر.
هوش مصنوعی: داستان مردی که یک چشم دارد و مردی که کجی دارد، فقط به یک شب مربوط نمیشود، بلکه آن شب مانند هزاران شب دیگر است که وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در آن شب، خداوند عبد را سپاسگزار کرد و با دو نام بزرگ خود، او را به یادآوری مشغول ساخت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.