عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیم
کار ما رانیم چون از کار کردن فارغیم
راست چون سرویم آزاد و مجرّد لاجرم
هم ز بستان ایمنیم و هم ز بهمن فارغیم
خواه گو آرام گیر و خواه گو بدرام باش
هر چه هست از گردشِ گردونِ توسن فارغیم
گردن از بارِ سرِ ما جور بر جان مینهاد
ما سر اندر باختیم از ننگِ گردن فارغیم
در هوایِ نورِ خورشیدِ محبّت ذرّهوار
از مقام و جایْگاه و رکن و مسکن فارغیم
نفس را سر کوفتیم و عقل را بر در زدیم
شکر حق را هم ز دزد و هم ز رهزن فارغیم
مردمان ما را به جهل از مرگ ترسانند و ما
گرنه چون خضریم خصرآسا زِ مردن فارغیم
یارِ ما جایی دگر دارد نشیمن سالهاست
منّت ایزد را که از غم خانهی تن فارغیم
گلشن و گلخن به معنی دوزخ و خلدست و ما
چون نزاری هم زِ گلشن هم زِ گلخن فارغیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حالتی از آزادی و بیخیالی سخن میگوید که از شادی و غم رها شده است. او به سر و تن خود اشاره میکند و بیان میکند که در زندگی، از بار مشکلات و نگرانیها فارغ است. شاعر به این نکته میپردازد که در دنیای مادی، نه از مقام و مکان خاصی دلمشغولی دارد و نه از مرگ و مشکلات بشری میترسد. او به وجود معشوقی اشاره میکند که در جای دیگری است و این موضوع باعث آسودگی او شده است. به طور کلی، شاعر در پی بیان احساس رهایی از دنیای مادی و غمها است و به حالت روحی خوشنودی و آسودگی میپردازد.
هوش مصنوعی: زندگی ما به راستی خوب است، زیرا نه از شادی بیخبر هستیم و نه از گریه و اندوه. کارهایمان را به آرامی پیش میبریم، چرا که از زحمت و کار کردن بینیازیم.
هوش مصنوعی: من مثل سرو، راست و آزاد هستم و به همین خاطر هم از باغ در امانم و هم از سرما و سردی زمستان بینسبت.
هوش مصنوعی: هر طور که دوست داری رفتار کن، چه آرام و چه پرشور، ما از تمام ماجراها و تحولات دنیا بیخبر و فارغ هستیم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر سنگینی مسئولیت و مشکلاتی که بر دوشمان بود، بار سنگینی را تحمل کردیم، اما حالا که از شر ننگ و عیب آن مسئولیتها رها شدهایم، دیگر به آنها فکر نمیکنیم.
هوش مصنوعی: در فضای عشق و محبت، مثل ذرهای کوچک، از جایگاه و مقام و خانه و مسکن خود بینیاز هستیم.
هوش مصنوعی: ما نفس خود را تضعیف کردیم و از عقل و خرد استفادهای نمیکنیم. از نعمتهای الهی نیز نه از دزدان میترسیم و نه از راهزنان نگرانیم.
هوش مصنوعی: مردم ما را به نادانی و ترس از مرگ متهم میکنند، اما ما اگر در حالت طبیعی خود باشیم، مانند گیاه سبز از مردن بیخبر و بیخیال هستیم.
هوش مصنوعی: دوست ما در جایی دیگر زندگی میکند و سالهاست که از خداوند سپاسگزاریم که از درد و رنج جسمی آزاد هستیم.
هوش مصنوعی: بهشت و جهنم هر دو نمادهای زندگی ما هستند و ما مانند نزار، از هر دو آزادیم و به آنها وابسته نیستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.