باز اوفتاد در سرم از عشق خار خار
ای دل ترا که گفت سر آخر به خار خار
خاری دگر چه می کنم آخر مگر هنوز
در پایِ دل شکسته ندارم هزار خار
دارم به جایِ گل همه شب خار در کنار
هرگز کسی نکرد چو گل در کنار خار
زین پیش تر زمانه به ره بر نمی نهاد
اکنون به عکس می نهدم روزگار خار
شب هایِ تا به روز به عمدا همی کند
بر خواب گاه و بستر و بالین نثار خار
خوابم کجا که از مژه ها خار ساخته ست
تا راهِ خواب کرد چنین استوار خار
حاجت به خار نیست که در خواب گاهِ من
هر موی بر تنم شود از انتظار خار
موی از بخارِ مهر شود خار بر تنم
تا دفعِ خواب می کند از چشم خار خار
سهل است گو ز پایِ من این خار بر میار
آه ار برآید از رخِ آن گل عذار خار
مغرورِ حسن را چه عجب گر ز برگِ گل
ناگاه بر دمد از پیِ اعتبار خار
گو از شبِ ضلالتِ زلفم مده خلاص
ور نورِ دیده می خلدم گو بیار خار
جانا روا مدار که در نو بهارِ حسن
از گلسِتان رسد به نزاریِ زار خار
چو عمر صرف شد ندهد لذّتی حیات
چون عهدِ گل گذشت نیاید به کار خار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن احساسات عمیق عشق و درد ناشی از جدایی میپردازد. شاعر از خاری سخن میگوید که در دلش فرو رفته و این خاری است که به جای گلای زیبا نشسته است. او شکایت میکند که عشقش او را به این وضعیت دچار کرده و حتی در خواب هم آرامش ندارد. شبها را با اندوه و خارها میگذراند و هرگونه لذت در زندگیاش به خاطر غم عشق از بین رفته است. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که با گذشت زمان و از دست دادن گلها (لحظات شیرین زندگی)، زندگی دیگر لذتی ندارد و همه چیز در نهایت به درد و رنج تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: بازی شدم و دوباره عشق در دلم جوانه زده است، ای دل! تو را چه کسی خبر داده که در نهایت به ناامیدی و غم دچار خواهی شد؟
هوش مصنوعی: من چه کار میتوانم بکنم وقتی که هنوز در دل شکستهام هزار درد و زخم وجود دارد؟
هوش مصنوعی: من، به جای گل، شبها با خارها در کنارم هستم، زیرا هیچکس مانند گل در کنار خارها رفتار نکرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که گذشته است، دنیا به راحتی به کسی فرصت نمیداد، اما حالا برعکس شده و من روزگار سختی را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: شبها تا صبح، به عمد بر بستر و خوابگاه، خارها را میپاشد.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم بخوابم، وقتی از مژهها خارهایی ساخته است که خواب را اینگونه سخت و غیرممکن کرده است؟
هوش مصنوعی: نیازی به کاکتوس نیست، زیرا هر تار موی من در خوابگاه من از انتظار این خاره احساس درد میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که موهای سرم بخار عشق را به خود بگیرد، خواهد شد مانند خاری بر تنم که خواب را از چشمانم دور میکند.
هوش مصنوعی: اگر میتوانی این خار را از پای من برداری، آسان است، اما اگر از چهره آن گل زیبا صدا ببرد، آهی از دل برخواهد آمد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان از فردی که به زیبایی خود مغرور است، انتظار داشت که ناگهان از روی اعتبار خودش به سراغ چیزی بیفتد که کمتر از او ارزش دارد، مانند خار؟
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر از تاریکی و گمراهی که به خاطر زلفهای معشوقش دچار آن شده صحبت میکند. او از معشوق درخواست میکند که از این شب تاریک نجاتش ندهد، زیرا در عشق او به قدری غرق شده است که حتی تلخی و زخمهای فراق را نیز میپذیرد. این نشاندهنده عمق دلبستگی و وابستگی او به عشق است.
هوش مصنوعی: عزیزم، نگذار که در تازهترین بهار زیبایی، گلها به حالت پژمرده و بیروح درآیند.
هوش مصنوعی: زمانی که عمر انسان به پایان میرسد، دیگر از زندگی لذتی نمیتوان برد. مانند این است که وقتی عهد گل به پایان برسد، خار دیگر به کار نمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.