چیست کز من یاد نآید هیچش آن محبوب را
خود وفا گویی نمی باید که باشد خوب را
گربه صبر آشفته کاران را غرض حاصل بود
بیش از این ممکن نباشد احتمال ایوب را
طالب وصلم ولیکن عمر ضایع می کنم
زآن که هست ازمن فراغت گونه یی مطلوب را
شادی جانش مرا خود این رضا کی دل دهد
کز من و احوال من باشد غمی محبوب را
نه ز نا دیدن شکیبا ام نه از دیدن به هوش
کی حجاب از پیش برخیزد چون من محجوب را
تا به نا محرم نیفتد ماجرا شب ها روان
کرده ام درصحبت باد صبا مکتوب را
طرفه نبود گر نزاری را به بویش باد صبح
زنده دارد همچنان کز پیرهن یعقوب را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از نزارای دلbroken به احساسات عمیق او و دلتنگی برای محبوبش اشاره دارد. شاعر از یاد محبوبش و عشق نافرجامش سخن میگوید و از اینکه وفای او به محبوبش به چه اندازه دشوار است. او به صبر آشفته و زندگی تلخی که در انتظارش است، اشاره میکند و اعتراف میکند که عمرش را صرف انتظار بیفایده کرده است. همچنین، شاعر به غم و دلتنگیاش درزمانهایی که نمیتواند محبوبش را ببیند، اشاره میکند و تمایلش برای ارتباط با او را به تصویر میکشد. در نهایت، او از زنده نگاه داشتن یاد محبوبش با عطر و یادها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: چرا از من یادی نمیشود؟ آن محبوب را وفا نمیگوید که به خوبی شایسته است.
هوش مصنوعی: گربه صبر آشفته کاران را بیشتر از این نمیتوان انتظار داشت که به هدف خود برسد، مانند صبر ایوب که در شرایط سخت و دشوار به اوج خود رسید.
هوش مصنوعی: من به دنبال وصال تو هستم، اما زمانم را هدر میدهم، زیرا آنچه که از من مانده، حالی نیست که بتواند مرا به خواستهام برساند.
هوش مصنوعی: خوشحالی من بستگی به رضایت خود محبوب دارد، زیرا چگونه میتواند دلش شاد باشد در حالی که من و حال و روزم موجب غم او هستیم.
هوش مصنوعی: من نه به خاطر نادیدن، صبر و تحمل دارم و نه به خاطر دیدن، حواسم جمع است. آیا روزی حجاب و پردهها کنار میروند؟ چون من خودم محجوب و پنهان هستم.
هوش مصنوعی: برای اینکه مسائل به دست افراد نالایق نیفتد، شبها نامهام را در سکوت و همراه با نسیم سحر میفرستم.
هوش مصنوعی: اگر بوی خوشی از جانب نازنین بوزد و او را زنده نگه دارد، این شگفتانگیز نیست، مانند بوی پیراهن یعقوب که بر دلش یاد عزیزش را زنده کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من نه تنها خواهم این خوبان شهرآشوب را
کیست در شهر آن که خواهان نیست روی خوب را
دیر می جنبد بشیر ای باد بر کنعان گذر
مژده پیراهن یوسف ببر یعقوب را
دل نهادم بر جفا تا دیدم آن قد بلند
[...]
بوی پیراهن دلیل راه شد یعقوب را
هست از طالب فزون درد طلب مطلوب را
کاه را بال و پر پرواز گردد کهربا
نیست در دست اختیاری سالک مجذوب را
حسن را از دیده های پاک نبود سرکشی
[...]
دور بادا چشم بد بگشود روی خوب را
داد بر یغما صلا ترکان شهر آشوب را
ناصح بدگو اگر داند که واقع احول است
بد نگوید دوستداران جمال خوب را
از هم آغوشی من عارت نیاید رو ببین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.