باز دلم صید کرد طرفه نگاری
سرو قدی غنچه سینه لاله عذاری
دست و عنانش دریغ و پای و رکابش
تا چه کنند از چنین نزار شکاری
جان به لبِ از آرزو رسید که دارم
بر لبِ میگونِ او شکسته خماری
هم به امیدی شکیب بیش توان کرد
کاش نویدی شود به بوس و کناری
تا به میانجیِ بادبانِ تضرّع
کشتیِ امّیدِ من رسد به کناری
هیچ دگرنیست در کشاکشِ هجران
کاش بدی دسترس به صبر و قراری
طاقتِ تنها سپردنِ منِ بیدل
نیست میسّر مرا ز صحبتِ یاری
آتش اندوه آبِ رز بنشاند
راه دهندم مگر به میکده باری
شادیِ روشندلی که بر اثرِ صبح
پُر به کفم بر نهد قدح سه چهاری
الحذر از زاریِ نزاریِ مسکین
زارتر آخر ز من کجاست نزاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلتنگی و آرزوهای خود سخن میگوید. او به زیبایی یک معشوق اشاره میکند که قلبش را صید کرده و به شدت به او وابسته است. شاعر با وجود درد و انتظار، به امید وصال و نزدیکی به معشوق، تحمل میکند. او در انتظار خبری خوش از بوسه و آغوش محبوبش است و آرزو دارد که کشتی امیدش به ساحل برسد. در نهایت، احساس تنهایی و زاری او نشاندهندهی عمق درد و حسرتش است و به حسرتی میرسد که حالتی عاجزانه دارد.
هوش مصنوعی: دلم دوباره به سمت زنی زیبا و شگفتانگیز جذب شده که قامتش چون سرو است و سینهاش شبیه غنچه و لاله.
هوش مصنوعی: دست و فرمان این موجود را دریغ کردند و پای و زینش را ببینید که با یک شکار این چنین نزار چه کار میتوانند بکنند.
هوش مصنوعی: حالم آنقدر بد شده که دیگر طاقتم تمام شده است. به خاطر آرزوهای فراوانی که دارم، در حال حاضر درد و غم زیادی را احساس میکنم. حس میکنم که به طرف احساساتی در زندگیام نزدیک شدهام که میتواند مرا به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: با امید صبر بیشتری میتوان داشت، ای کاش خبری خوش از بوسه و نزدیکی بیاید.
هوش مصنوعی: با دعای خالصانه و نذر کردن، امید من به مقصدی امن و آرام خواهد رسید.
هوش مصنوعی: در سختی و درد جدایی، هیچ چیزی جز حسرت نیست، ای کاش میتوانستم به آرامش و صبوری دست یابم.
هوش مصنوعی: تحمل تنها گذاشتن منِ بیدل آسان نیست، برای من، داشتنِ یار و همصحبتی موثر و تسکیندهنده است.
هوش مصنوعی: آتش غم را با آب گل سرخ خاموش میکنم، اگر اجازه دهند به میخانه بروم.
هوش مصنوعی: شادیِ خوشفکری که در نتیجهی صبحی روشن و پربار به سراغ من میآید و فنجان سهچهارم پر را پر میکند.
هوش مصنوعی: مراقب باش که زاری و نالهی یک انسان بیچاره چه تاثیر عمیقی میتواند داشته باشد؛ او که از من حتی بیشتر در رنج و اندوه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش همه شب همی گریست به زاری
ماه من آن ترک خوبروی حصاری
برد و بناگوش سایبانش همی کرد
یک ز دگر حلقه های زلف بخاری
از بس کآب دو چشم او بهم آمد
[...]
ای مونس دیده با ضمیرم یاری
اندر دل من نشسته بیداری
آه که دلم برد غمزههای نگاری
شیر شگرف آمد و ضعیف شکاری
هیچ دلی چون نبود خالی از اندوه
درد و غم چون تو یار و دلبر باری
از پی این عشق اشکهاست روانه
[...]
باز جهان تازه کرد قدرتِ باری
باده بده بر نسیمِ بادِ بهاری
گُل بُنِ بشکفته و طراوت و زینت
بلبلِ شوریده و شفاعت و زاری
باد چو زلفِ بنفشه کرد به شانه
[...]
عمر گذشت، ای دل شکسته، چه داری؟
چارهٔ کاری نمیکنی، به چه کاری؟
روز بیهوده صرف کردهای، اکنون
گریهٔ بیهوده چیست در شب تاری؟
آنچه ز عمر تو فوت گشت ز روزی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.