دریغا مهر و پیوندت که بگسستی و ببریدی
نمیدانم که را بر من بدل کردی و بگزیدی
چو تن در دوستی دادم به کام دشمنم کردی
چو کلّی با تو پیوستم ز من یکباره ببریدی
چه کردم با تو جز یاری کزان موجب قفا دادی
چه گُفتم با تو جز خوبی کز آن معنی برنجیدی
ردم کردی به تنهایی که دیدم در تو نقصانی
جزاک الله ستم کردی عفاک الله خطا دیدی
چرا گر با وفا بودم به آخر ترکِ من گفتی
چرا گر ناسزا بودم به اوّل میپسندیدی
به دعوی عمرِ من بودی که بر من باد پیمودی
به معنی بختِ من بودی که از من باز گردیدی
دلِ بی حاصلِ خود را سر و کاری نمیبینم
مگر خود رونقی بیند که بازش برسکولیدی
نگفتی گر به جان آیم نباشم با تو جز یک دل
چو وقتِ امتحان آمد به غایت سست جنبیدی
نکو کردی نکو کردی سزاوارم سزاوارم
که دردِ دل بیفزودی و غم بر جان گماریدی
بخستی دیده ی چشمم چو روی از پرده بگشادی
ببستی پای امّیدم چو خار از راه برچیدی
نزاری را به صد زاری رها کردی و برگشتی
پس از چندین وفا داری چنین نقشی سگالیدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنجی که از ترک و جدایی معشوق تجربه کرده، سخن میگوید. او به احساس تنهایی و دلشکستگی خود اشاره میکند و از این که عشق و دوستیاش بیثمر مانده، گله میکند. شاعر به یاد میآورد که چگونه در ابتدای رابطه با محبت و وفا بوده، اما در نهایت مورد بیرحمی و ستم قرار گرفته است. او از معشوق میخواهد که درک کند چگونه با وفاداری به او صدمه زده است و بر این موضوع تأکید میکند که او تلاش کرده و ایثار کرده، اما در نهایت تنها شده است. شاعر دردی عمیق را توصیف میکند که ناشی از بیوفایی و خیانت طرف مقابل است و احساس میکند که هرچه بر او رفته، نشانهای از نادانی و بیرحمی معشوق است.
هوش مصنوعی: آه، چه اندازه افسوس که محبت و ارتباط ما قطع شد و گسسته گردید. نمیدانم به جای من، دل به چه کسی دادهای و او را برگزیدهای.
هوش مصنوعی: وقتی که خود را به تو سپردم و در دوستیات غرق شدم، دشمنم را خوشحال کردی. زمانی که به طور کامل با تو ارتباط برقرار کردم، ناگهان از من جدا شدی.
هوش مصنوعی: من با تو جز کمک و یاری چه کردهام که به خاطر آن از من روی برگرداندهای؟ و چه گفتهام جز خوبى که از آن معنی دلخور شدهای؟
هوش مصنوعی: تو به تنهایی ردم کردی و وقتی تو را دیدم، عیب و نقصی در وجودت پیدا نکردم. خداوند تو را جزا دهد که بر من ظلم کردی و از خطای خود عفو فرما.
هوش مصنوعی: چرا وقتی که با وفا و صادق بودم، در پایان مرا ترک کردی؟ و چرا وقتی که بد رفتار بودم در آغاز، از من خوشتان میآمد؟
هوش مصنوعی: اگر زندگی من به خاطر تو بود، چرا به من پشت کردی؟ اگر میگویی که بخت من به تو وابسته بود، پس چرا از من فاصله گرفتی؟
هوش مصنوعی: دل بیثمرم را نمیبینم که به چیزی مشغول باشد، جز اینکه خودش رونقی ببیند که دوباره به سر و سامان بیاید.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تو به جانم بیفتم، نمیگویم که جز یک دل برای تو ندارم. اما وقتی وقت آزمایش فرا رسید، خیلی بیتابی کردی.
هوش مصنوعی: خوب عمل کردی و به من خوبی کردی، سزاوارم که بر درد دلم اضافه کنی و غمی به جانم بیفزایی.
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه تو را دیدم و چهرهات نمایان شد، امیدم را از بین بردی و مانند خارهایی که از مسیر برداشته میشوند، مانع از پیشرفت من شدی.
هوش مصنوعی: تو با وجود هزاران درد و زاری، نزار را رها کردی و بعد از وفاهای فراوانی که به او داشتی، حالا چنین رفتاری از خود نشان میدهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.