عزیزی که با فقر پیوند داشت
یکی خوب شایسته فرزند داشت
در آن بد که عزم معالی کند
دل از مهر فرزند خالی کند
مگر از سر کوچه ای می گذشت
سگی خیره با وی هماویز گشت
قضا را پدر ناگه آنجا رسید
پسر را درافتاده با سگ بدید
باستاد و نظّاره می کرد پیر
یکی گفت فرزند را دست گیر
چرا خیره از دور استاده ای
پسر را به چنگال سگ داده ای
بدو گفت مسکین پدر کای عزیز
ندارم برو حکم در هیچ چیز
منش از سر پنجه بنهاده ام
به پروردگار جهان داده ام
چو پیوند جان است مسکین پدر
ندارد ز فرزند صلبی گذر
ز قولی که با حق به حق کرده ام
نیارم گذشتن چو بسپرده ام
ندارم از و بر گذشت احتمال
نه سگ را ازو باز کردن محال
میان دو مشکل فرومانده ام
سرآسیمه حکم او مانده ام
همین است چون باز جویند راز
که تا خود که در امتحان داشت کاز
الا ای پسر تا توانی بکوش
به تکلیف کن زندگانی بکوش
نباشد خرد سخره حرص و آز
به نانپاره و کهنه خلقان بساز
مکن خدمت پادشا اختیار
محیط است و گرداب هم برکنار
گر آسایشت باید از بخت خویش
درین بحر قاهر مبر رخت خویش
که من خویشتن را درانداختم
وگر نیم جان بود درباختم
ز الطاف شه هیچ باقی نبود
ولای نزاری نفاقی نبود
ولیکن در اختر وبال آمدم
که در عین عینالکمال آمدم
نزد بنده جز بر محبّت نفس
ز مردان محبّت بماندست و بس
غرض چیست ما را ازین گفت و گوی
نزاری بزن چون درافتاد گوی
نه تهدید وعظ و نه تمهید بند
که این صید بیرون شدست از کمند
که داند که بر سر چه تقدیرهاست
که تقدیر بیرون ز تدبیرهاست
ولیکن مراد از مثل این بس است
که توفیق نه همره هر کس است
سخندان همین بس که در واقعات
کند تجربت در حیات و ممات
چو بیند کزو پیش بودست جور
خوشی درکشد چون روان گشت دور
الا حاضر حضرت پادشاه
چو از تجربت می کنی انتباه
نگه کن بدین فصل های رفیع
خوش و تازه و تر چو فصل ربیع
گلستانی از حکمت آراسته
به تعلیم و تنبیه پیراسته
گل و خار در وی بشیر و نذیر
برومند ازو پادشاه و وزیر
نسیم ریاحینش روح دماغ
گهر در سوادش چو در شب چراغ
درون سیاهیش سحر مبین
چو آب روان است زیرزمین
معانی بکرش نهان از عوام
چو شمشیر پر گوهر اندر نیام
برآورده بر پای دل منظری
وزو کرده در روضه جان دری
رواقش پر از ماهرویان بکر
خموشان ناطق نه ذکر و نه فکر
دری دیگرش کرده در باغ بخت
که بارش همه جان بود بر درخت
درختی که دیدست کآورده بار
به هر شعبه بر گوهری شاهوار؟
برش میوه جان اهل دل است
درختی که بیرون ز آب و گل است
به اقبال شاه جهانبان علی
که دین را پناه است و حق را ولی
بپرداختم یادگاری چنین
به یاران خود دستیاری چنین
بماندم که چون من نمانم به جای
بود رهنمونشان به هر دو سرای
اولوالامر را در سرای نخست
که شد حقّ و باطل ازین سر درست
خردمند باید که فرمان برد
که تا از سرای دویم برخورد
ز دنیا و عقبی به حق برخورد
کسی کو ز فرمان او نگذرد
که دنیا و دین راست پشت و پناه
خصوصا به تعلیم این پادشاه
به مردان او اقتدا کن درست
که تا ره به پایان بری از نخست
نزاری چو کردی ز آغاز کار
تتبّع به حکم خداوندگار
نهادی اساس این ادب نامه را
طرازی دگر دادی این جامه را
به یاران نمودی طریق صواب
به اقبال این شاه مالک رقاب
تر و تازه پیوسته آب و گلش
به نور یقین باد روشن دلش
که بختش قرین باد و اقبال یار
دعاگوی بر دولت شهریار
جنابش مآب جماهیر خلق
فزون مدتش از مقادیر خلق
ز مردان به همّت مدد یافته
به دنیا و دین کام خود یافته
به رغم عدو و به کام ولیّ
به حقّ محمّد به حقّ علی
ز آغاز بردم به پایان کتاب
نکردم مطوّل سخن بی حساب
سر سال خا صادها شد تمام
ز هجرت به توفیق حق والسّلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی از مصائب و دشواریهای پدری فقیر روایت میشود که در پی حمایت از فرزندش است. او با عشق و صبر در مقابل مشکلات و ناملایمات زندگی قرار دارد. پدر در موقعیتی دشوار، بین نجات فرزندش از دست سگی خیره و حفظ وعدهای که به خداوند داده، سردرگم میشود. در نهایت، او به فرزندش نصیحت میکند که در زندگی جدی باشد و از تکدی در برابر پادشاه و دیگران پرهیز کند. متن به اهمیت دستورات خداوند و نیکی به دیگران و پیروی از حکمت و آموزشهای پادشاه اشاره دارد و تأکید میکند که توفیق و سعادت در زندگی ارتباط مستقیم با دانش و پیروی از اصول عادلانه دارد.
هوش مصنوعی: عزیزی که زندگیاش با فقر آمیخته بود، فرزندی نیکو و شایسته داشت.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که تصمیم به بلندپروازی و هدفهای بزرگ میگیریم، ممکن است که عشق و محبت به فرزندانمان را فراموش کنیم یا از آن دور شویم.
هوش مصنوعی: یک روز، در حین گذر از سر کوچه، سگی به چشمان یک نفر خیره شد و توجه او را جلب کرد.
هوش مصنوعی: پدر ناگهان به آنجا رسید و پسرش را در حال درگیری با یک سگ مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: یک نفر به تماشای استاد نشسته بود و ناگهان یک پیرمرد به او گفت که به فرزندش کمک کند.
هوش مصنوعی: چرا از دور به پسر نگاه میکنی و او را با چنگال سگ به دام انداختهای؟
هوش مصنوعی: مسکین به پدرش گفت: ای عزیز، من هیچ چیز ندارم، برو و در هیچ موردی قضاوت نکن.
هوش مصنوعی: من خود را به پروردگار جهان سپردهام و به او پناه آوردهام.
هوش مصنوعی: هرچند که انسان وابستگی عمیقی به خانوادۀ خود دارد، اما ممکن است آنهایی که در زندگی به ما نزدیکترند و به ما وابستهاند، در واقع از ما دورتر باشند. در اینجا اشاره به این دارد که گاهی اوقات پیوندهای عاطفی و انسانی، بیشتر از پیوندهای خونی و نسبی اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: من از قولی که به خدا دادهام نمیتوانم بگذرم، زیرا که آن را به خوبی سپردهام و پایبندم.
هوش مصنوعی: من هیچ امیدی به تغییر اوضاع ندارم، همانطور که نمیتوانم سگی را از دست کسی بازگردانم.
هوش مصنوعی: در میان دو مشکل گیر کردهام و به شدت ورد زبان من فقط حکم اوست.
هوش مصنوعی: وقتی که چیزی را جستجو میکنیم، به دنبال حقیقت و راز آن هستیم؛ زیرا در نهایت خود فردی که در آزمایش و چالشها قرار دارد، بهتر از همه میداند که وضعیت او چگونه است.
هوش مصنوعی: ای پسر، تا جایی که میتوانی، تلاش کن و زحمت بکش تا زندگیات را به خوبی اداره کنی.
هوش مصنوعی: اگر خرد و دانش نباشد، نباید به خاطر حرص و طمع، خود را به زحمت بیندازیم و خود را وابسته به چیزهای کمارزش و کهنه دیگران کنیم.
هوش مصنوعی: در این دنیا، نباید در خدمت پادشاهی گرفت و نباید خود را در شرایط دشوار و خطرناک قرار داد، زیرا شرایط تغییر میکند و ممکن است به زودی در معرض مشکلات قرار بگیری.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی آرامش و راحتی داشته باشی، نباید در این دریای پرخطر به سرنوشت خود وابسته باشی و خودت را به آن بسپاری.
هوش مصنوعی: من خود را در موقعیتی قرار دادم و اگرچه ممکن بود به طور کامل زندگی نداشته باشم، اما همه چیز را از دست دادم.
هوش مصنوعی: به خاطر نوازشها و لطفهای پادشاه، چیزی از من باقی نمانده و در این میان هیچگونه نفاقی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اما من به رغم تمام زیباییها و کمالات، در زندگی با مشکلات و سختیها روبهرو شدم.
هوش مصنوعی: جز محبت و عشق به خود، هیچ گونه محبت دیگری از مردان به من باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: هدف از این صحبتها چیست؟ ما باید با جدیت و جدال وارد عمل شویم، نه اینکه فقط به گفتگو بپردازیم.
هوش مصنوعی: نه با تهدید و نصیحت و نه با تدبیر و فریب میتوان کسی را کنترل کرد، زیرا او از دام و محاصره خارج شده است.
هوش مصنوعی: کسی نمیداند که چه سرنوشتی در انتظار اوست و این سرنوشت فراتر از تدبیر و برنامهریزیهای ماست.
هوش مصنوعی: اما هدف از این جمله این است که موفقیت همیشه با هر کسی همراه نیست.
هوش مصنوعی: سخنگویان تنها به این نکته اهمیت میدهند که تجربیاتشان در زندگی و مرگ واقعیتها را به دقت بیان کند.
هوش مصنوعی: وقتی از کسی که همیشه به او اعتماد داشتهای، رفتار نادرستی ببینی، احساس ناامیدی و ناراحتی میکنی و این احساس باعث میشود تا به سرعت از آنجا دور شوی.
هوش مصنوعی: ای مرد، وقتی که در حضور پادشاه قرار میگیری، باید از تجربیاتت استفاده کنی و هوشیار باشی.
هوش مصنوعی: به تماشای این فصول زیبا و تازه بپرداز، همچون فصل بهار که پر از شادابی و طراوت است.
هوش مصنوعی: یک باغی پر از دانایی که با آموزش و هشدار زیبا شده است.
هوش مصنوعی: در آنجا گل و خار وجود دارد که ممکن است خبر خوش یا بدی را به ما بدهند. از آن سرزمین، پادشاه و وزیر ارزانی میدارند.
هوش مصنوعی: نسیم گلها روح و جان را در دل خود دارد، همانطور که در شب، نور چراغی در تاریکی میتابد.
هوش مصنوعی: در دل تاریکی او، جادویی نهفته است که مانند جریانی از آب زیر زمین، زندگی و حیات را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: معانی عمیق و ارزشمند این سخنان از دید مردم عادی پنهان است، مانند شمشیری گرانبها که در غلافش پنهان شده است.
هوش مصنوعی: دل را به چشمانداز زیبایی برپا کردهام و در دنیای جان، فضایی از آرامش و خوشی ایجاد کردهام.
هوش مصنوعی: در فضایی که پر از زیباییها و جوانان نیّری است، همگان ساکت و بیصدا هستند. نه از یاد چیزی سخنی به میان میآید و نه کسی در فکر چیزی است.
هوش مصنوعی: در باغ زندگی، دری دیگر باز کرده است که برکتش مانند میوهای با جان و روح، به درختان میریزد.
هوش مصنوعی: درختی را میبینی که هر شاخهاش میوهای ارزشمند و گرانبها دارد؟
هوش مصنوعی: میوه دلنشین و ارزشمند اهل دل از درختی به دست میآید که ریشهاش در آب و گل نیست و به معنای روحانی و معنوی مرتبط است. این درخت نماد رشد و باروری است که از شرایط مادی و دنیوی فراتر رفته و به ابعاد عالیتری دست یافته است.
هوش مصنوعی: به خوشی و سروری شاه عالم، علی که دین را پناهگاهی است و حق را سرپرست میباشد.
هوش مصنوعی: من به دوستانم یادگاری ارزشمندی تقدیم کردم که نشاندهنده دوستیمان و کمک به یکدیگر باشد.
هوش مصنوعی: من در حیرت هستم که اگر من نباشم، چه کسی راهنمای آنها به هر دو دنیا خواهد بود.
هوش مصنوعی: در آغاز، کسانی که دارای مقام و اختیار هستند در مقام اول قرار گرفتند و حق و باطل در این جهت مشخص شد.
هوش مصنوعی: انسان دانا باید از دستورات پیروی کند تا از دنیای دیگر بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: کسی که از دستورات خداوند پیروی کند، در جهان و آخرت به راستی به خوبی برخوردار خواهد شد.
هوش مصنوعی: دنیا و دین هر دو به عنوان پشتوانه و حمایت از همدیگر هستند، به ویژه به خاطر آموزشهایی که این پادشاه ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: به مردان با ایمان و بزرگوار اقتدا کن، زیرا تنها با پیروی از آنان است که میتوانی در مسیر زندگی به درستی پیش بروی و به مقصد نهایی برسی.
هوش مصنوعی: اگر از آغاز کار به دنبال حقیقت و دلیل باشی، باید بدان که سرنوشت و تقدیر از سوی پروردگار تعیین شده است.
هوش مصنوعی: تو بر اساس این ادبنامه، قالب و شکل جدیدی به آن بخشیدی و این لباس را به گونهای دیگر درآوردی.
هوش مصنوعی: تو به دوستان نشان دادی راه درست را و به موفقیت این شاه که مالک سرزمینها، راهنمایی کردی.
هوش مصنوعی: دل او با نور یقین روشن و زنده است، مانند طبیعت که همیشه تازه و شاداب است.
هوش مصنوعی: کسی که شانس و اقبال خوبی دارد و مورد دعا و حمایت یاران و دوستانش است، در زندگی خود به موفقیت و بزرگی میرسد.
هوش مصنوعی: شخصیت ایشان در میان مردم بسیار بزرگ و با ارزش است و مدت زمان زندگیاش از تعداد انسانها بیشتر است.
هوش مصنوعی: از مردان با همّت و تلاش، در جهان و دین به خواستههای خود دست یافتهاند.
هوش مصنوعی: با وجود دشمن و به نفع دوست، به حق محمّد و به حق علی.
هوش مصنوعی: از ابتدای کار تا انتهای کتاب را بررسی کردم و نیازی به گفتن حرفهای زیاد و بیحساب نبود.
هوش مصنوعی: در پایان سال، میوههای خوب و خاصی به تمامی رسیدهاند و این نتیجهی سفر و هجرت به برکت حق است و درود بر او.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.