رسیدیم وقتی به رستاق ری
دهی بود از عرصه هر کوی (؟)
به تعجیل می آمدیم از عراق
به اسبان عنان داده همچون براق
گروهی مصاحب فرود آمدیم
بر آب روان سایه بان ها زدیم
جهانی پر از نعمت بی قیاس
ولی هر که زو خورد رأسا به راس
زن و مردشان زرد و زار و نحیف
رز و باغ پر میوه های لطیف
یکی رفت تا میوه ای آورد
وزان میوه خود کم کسی جان برد
در افتاد و می چید انگورها
خداوند رز گفت از دورها
به تعجیل در خود چه افتاده ای
بخور گر به مردن رضا داده ای
بس است این که چیدی مچین بیش ازین
نکرد این دلیری کسی پیش ازین
غلام از خداوند رز شد بتاب
ندانست خاصیت خاک و آب
بله مرد گفت ای خداوند ده
به هر مرد یک خوشه انگور ده
بدو گفت چندین مکوش ای غلام
که یک خوشه زین ده نفر را تمام
نگویم ز بهر کمابیش خویش
گرت جان بکارست مستیز بیش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف سفر خود به روستای رستاق میپردازد. او و همراهانش با عجله از عراق به آنجا میآیند و در حاشیه آبی روان استراحت میکنند. چشمانداز روستا پر از نعمت است، اما مردم آن زرد و نحیف به نظر میرسند. یکی از همراهان به زمین میرود تا میوهای برداشت کند، اما با دیدن دقت خداوند رز، متوجه میشود که گرفتن بیش از اندازه میوه درست نیست و بهتر است هر کس به اندازه خود از نعمتها بهره ببرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که انسان باید در مصرف نعمتها احتیاط کند و به اندازه نیاز خود و دیگران میوه برداشت کند.
هوش مصنوعی: وقتی به روستای ری رسیدیم، از هر گوشه و کناری مردم مشاهده میشدند.
هوش مصنوعی: ما با شتاب و سرعت از عراق حرکت میکردیم و سوار بر اسبهایمان به گونهای میتاختیم که مثل اسب سریعالسیر براق بود.
هوش مصنوعی: گروهی همراه هم بر کنار آب روان آمدیم و سایهبانهایی برپا کردیم.
هوش مصنوعی: دنیا پر از نعمتهای فراوان و بینظیر است، اما تنها کسی میتواند از آنها به درستی بهرهمند شود که با آگاهی و بصیرت به سراغ این نعمتها برود.
هوش مصنوعی: زن و مرد در حالی که نزار و رنجور به نظر میرسند، گویی مانند گل رزی در باغی پر از میوههای خوشمزه و لطیف قرار دارند.
هوش مصنوعی: یک نفر رفت تا میوهای بیاورد و از آن میوه، تنها یک نفر جان سالم به در برد.
هوش مصنوعی: در حال نزاع و چیدن انگورها، خداوند به آرامی سخن گفت و از دوردستها به ما نگریست.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر در حالتی هستی که نمیتوانی از زندگی لذت ببری یا دچار نگرانی هستی، چرا سریعاً به فکر مرگ هستی؟ اگر به مرگ راضی هستی، پس چرا از زندگی خود به درستی استفاده نمیکنی و از آن بهرهمند نمیشوی؟
هوش مصنوعی: این کافی است که تو گردن بیفکنی، دیگر از این نتوانم تحمل کرد. هیچ کس پیش از این چنین دلیرانه عمل نکرده است.
هوش مصنوعی: به وجود آمدن یک بنده از خاک و آب، نشاندهندهی قدرت خداوند است، گرچه او نمیداند که این مایهها چه ویژگیهایی دارند.
هوش مصنوعی: مرد گفت: ای خدا، به هر مردی یک خوشه انگور بده.
هوش مصنوعی: به او گفت: ای غلام، اینقدر تلاش نکن که یک خوشه از این ده نفر را به تنهایی به پایان برسانی.
هوش مصنوعی: نمیگویم که به خاطر خودم است، اگر جانت در خطر باشد، بیشتر از آنچه که لازم است، از خودت محافظت کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.