خواهم این بستان پرغم را به شوری درشکست
این قفس تنگست بر مرغ تو بال و پر شکست
روزگار از خاطرم چون نیل از رخسار شست
آسمان بر آتشم چون عود در مجمر شکست
پای از پیش آمد و کارم ز پس دامن گرفت
دست در اندیشه یارم به زیر سر شکست
طعم شکر داد عشق ار در گلو کافور ریخت
تلخی می داد غم ور شیرم از شکر شکست
دیدنش بر حسرت من حسرت دیگر فزود
خواستم پیکان برآرم در جگر نشتر شکست
دوستان هرگز نبینند از محبت عیب دوست
خاطرم خوش شد اگر می ریخت گر ساغر شکست
در رخش آهی کشیدم خاطرش آزرده شد
باد بر بستان وزید و شاخ نازک تر، شکست
می کشم حرمان من بی ظرف در بزم وصال
شوق دل پیمانه ام را بر لب کوثر شکست
در برون در «نظیری » شد هلاک از انتظار
مژده ای بخشید مسکین را که مجلس برشکست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و ناامیدی خود در مورد عشق و زندگی سخن میگوید. او به تنگنظری و محدودیتهای عاطفی اشاره میکند و شوق و لذت عشق را در کنار تلخی آن توصیف میکند. شاعر احساس میکند که زمان و روزگار به سرعت از او میگذرد و این احساس او را آزرده میکند. در عین حال، دوست داشتن و محبت را امری زیبا میداند و بر حسرتها و آرزویهای خود تأکید میکند. در نهایت، او به ناکامی و انتظار برای وصال اشاره میکند و میگوید که این حرمان او را به شدت آزار میدهد.
هوش مصنوعی: میخواهم این باغ پر از غم را با شور و شوقی بشکنم، زیرا این قفس تنگ، بال و پر تو را شکسته است.
هوش مصنوعی: زندگی همچون نیل، از خاطر من پاک میشود و آسمان بر آتش من مانند چوب عود در آتش میشکند.
هوش مصنوعی: پاهایم مرا به جلو میکشانند و دنیایم در پسزمینه به دامن از دست میرود. در حالتی هستم که به فکر محبوبم هستم و این اندیشه بر سرم سایه انداخته است.
هوش مصنوعی: عشق مانند شکر است که وقتی در گلو مینشیند، طعمی شیرین به انسان میدهد، اما اگر غم وارد این احساس شود، تلخی را به وجود میآورد. حتی اگر شیر در تماسی با شکر قرار گیرد، این شکر میتواند طعم شیر را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: دیدن او بر درد و حسرت من افزود و من خواستم تیر و زهر را در دل بزنم، اما ناگهان کارم به شکست انجامید.
هوش مصنوعی: دوستان هیچگاه از محبت و دوستی عیب یکدیگر را نمیبینند. اگر بر اثر برهم خوردن مجالس و شکست ساغر، چیزی به دست نیاید، باز هم دل من خوش است.
هوش مصنوعی: من در برابر چهرهاش آهی کشیدم و این باعث شد که دلش بگرید. به این خاطر، بادی به باغ وزید و شاخهی نازکتری شکست.
هوش مصنوعی: من در مهمانی عشق، دلم پر از حسرت است و از شدت شوق، پیمانهام را در کنار کوثر (آب زندگی) شکستهام.
هوش مصنوعی: در بیرون، نظیری از شدت انتظار مژدهای که به او وعده داده بودند، به هلاکت رسید. او که مسکین بود، نشانهای از ناامیدی را مشاهده کرد و این باعث شد که روحیهاش بشکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.