ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت
شوق ما هنگامه این ماجرا را گرم ساخت
زآتش وادی بیفکندیم نعلین از قدم
موسی ما گرم رو گردید و ما را گرم ساخت
در گرفت از بهر خاطر گرمی پروانه موم
شمع مجلس شد که در کاشانه جا را گرم ساخت
گرمی هنگامه گلشن پی آشوب ماست
گل شکفت از ناله بلبل که ما را گرم ساخت
مایه مهر و محبت از رواج افتاده است
صحبت ما، روز بازار وفا را گرم ساخت
کین خسرو گر نبودی ساختی فرهاد کار
طعنه ناموس خوی پادشا را گرم ساخت
هر بن مژگان به چشم خلق قربان کرده است
گریه ما داستان کربلا را گرم ساخت
اعتمادی بر شمیم حله یوسف نداشت
سرمه خاکسترم باد صبا را گرم ساخت
شد به غربت قدر من معلوم بر اهل وطن
گرمی هنگامه مهر آشنا را گرم ساخت
دیدم اشفاق رخت محروم گشتم از لبت
وسعت احسان در استغنا گدا را گرم ساخت
از علو رفعتم معلوم شد حسن قبول
چون مراد دل اجابت شد دعا را گرم ساخت
رشح ابرست این «نظیری » یا صبا یا عطر گل
بلبل از شعر ترت صوت و نوا را گرم ساخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و ارتباطات انسانی است. شاعر به عشق، شوق و آرزوهای خود اشاره میکند و مراحل مختلف زندگی را با تمهای طبیعی و عواطف انسانی پیوند میدهد. نالهها و گریههای او به نوعی به شمعی در مجلس تشبیه میشود که گرما و زیبایی را به ارمغان میآورد. همچنین شاعر درباره محبت و شرافت صحبت میکند و به یادآوری اشعار مرتبط با داستان عاشورا و شخصیتهای تاریخی نظیر خسرو و فرهاد میپردازد. در نهایت، او به یاد و خاطرات خوب و حسرتهای خود اشاره دارد و میگوید که این احساسات او را با دیگران پیوند میدهد.
هوش مصنوعی: نالههای ما به نغمههای اهل موسیقی نشاط و زندگی بخشید و اشتیاق ما، به این حادثه شور و هیجان بیشتری داد.
هوش مصنوعی: ما از آتش و خطرات آن گذشتیم و از قدم موسی، نعلین خود را برداشتیم. مسیری که او طی کرد، ما را وادار کرد که با عزت و قدرت پیش برویم و در این راه به ما گرما و انرژی بخشید.
هوش مصنوعی: برای خاطر دلجویی از پروانه، شمع مجلس روشن شد تا در خانه جوی گرم ایجاد کند.
هوش مصنوعی: گرمی و شور و حال گلشن به خاطر نا آرامی و غم ماست. گل به خاطر ناله و آواز بلبل شکفته شده است و این ناله بلبل باعث شادی و گرمی دل ما شده است.
هوش مصنوعی: در این زمان، محبت و دوستی کمکم از بین رفته است. گفتوگوهای ما، روزی را که برای وفا و اعتماد باشد، زنده و پررونق کرد.
هوش مصنوعی: اگر این پادشاه نبود، فرهاد هم نمیتوانست آن کار را انجام دهد و به این ترتیب، موجب میشد ناموس و اعتبار پادشاهی او به خطر بیفتد.
هوش مصنوعی: هر بار که مژگان زیبای او بر چشمان دیگران میافتد، خون ما به خاطر آن اشکها در دل میجوشد و داستان عشق و مصیبت کربلا را زنده میکند.
هوش مصنوعی: بر روی عطر لباس یوسف اعتمادی نداشتم، اما خاکسترم به باد صبا گرما بخشید.
هوش مصنوعی: در غربت، ارزش و منزلت من برای اهل سرزمین خود مشخص شد. گرمای مهر و محبت آشنا، حال و هوای مراسم و جمع را گرمتر کرد.
هوش مصنوعی: من نیکوترین چهره را دیدم و از لب تو که نشانِ محبت و کرامت است، محروم شدم. اما وسعت و فراخی احسانت حتی در میان بینیازی، توانست دل گدا را گرم کند.
هوش مصنوعی: وقتی که دعای دل برآورده شد و مورد قبول واقع شد، نشان از جایگاه بالای فرد دارد و این باعث میشود که زیبایی و خوبی او آشکار شود.
هوش مصنوعی: بارش باران مانند بوسهای است از سوی «نظیری» یا نسیم ملایمی است که عطر گلها را به همراه دارد و این زیبایی، شعر و نغمه را غنی و دلانگیز کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.