میروم زین کوی و وز رشک محبت میروم
بس که با من آشنا گشتی ز غیرت میروم
کرد شیرین اشک تلخم را شکرخند وداع
حبیب و دامانی پر از نقل محبت میروم
نوحه بر خود میکند دیوار و در از رفتنم
میبرم ذوق از جهان، از بس به حسرت میروم
حالتی دارم به این خواری که از خاک درش
گر به جنت خواندم رضوان، به منت میروم
از حجاب رفتن بیجا «نظیری» از درش
بخیهها بر دیده از اشک ندامت میروم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به احساس رنج و جدایی خود اشاره میکند. او از محبت و عشق میگوید که حالا به دلایلی از آن دور شده است. دلشکستگی و حسرت او را به حرکت واداشته، و در عین حال به زیبائیهای محبت نیز اشاره میکند. با وجود تحمل دردهای جدایی، او در تلاش است تا از این وضعیت رهایی یابد، اما هنوز تحت تأثیر حجابهای عاطفی و ندامت و پشیمانی است. در نهایت، حالتی از افتادگی و تحقیر را در خود احساس میکند و به یاد محبتهای گذشته میافتد.
هوش مصنوعی: من از این مسیر و به خاطر حسودان محبت میروم. به حدی با من آشنا شدهای که باعث غیرتم شده است و از اینجا میروم.
هوش مصنوعی: شیرین مرا در آغوش میگیرد و اشکهای تلخم را به لبخند تبدیل میکند. در حالی که از محبوبم وداع میکنم و دلم پر از عشق و محبت است، از کنار او میگذرم.
هوش مصنوعی: دیوار و در به خاطر رفتن من از دنیا، به شیوهای سوگواری میکنند و من از آنچه که بر جا میگذارم، با حسرت به این سفر میروم.
هوش مصنوعی: من به وضعیتی افتادهام که حتی اگر به بهشت هم دعوت شوم، به خاطر ذلت و خاری که دارم، باز هم با ناله و زاری به آنجا میروم.
هوش مصنوعی: من بیمقدمه و بیدلیل پردهها را کنار میزنم، و از در این احساس ندامت، اشکهای حسرت بر چشمانم نشسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.