نالم ز چرخ اگر نه بر افغان خورم دریغ
گریم به دهر اگرنه به طوفان خورم دریغ
بر گل شکر نشاند و خون جگر دهد
بر سفره سپهر به مهمان خورم دریغ
صبحم که بر صبوح خودم خوانده روزگار
خندم به طنز و بر لب خندان خورم دریغ
مهمان مسرفم که به ممسک رسیده ام
بر مرگ میزبان به سر خوان خورم دریغ
با جاهلان معجبم افتاده اختلاط
تحسین کنم به ظاهر و پنهان خورم دریغ
کارم به دوستی ریایی فتاده است
در مرگ دوستان به گریبان خورم دریغ
بیماری ضعیف خرد را علاج نیست
با حکمت مسیح به درمان خورم دریغ
دشوار کم شود اگر افسوس کم خورم
مشکل از آن فتاده که آسان خورم دریغ
بازآی تا به پای تو ریزم نثار خویش
من آن نیم که بهر تو بر جان خورم دریغ
شورابه ای که بر لبم از دیدگان چکد
دونم اگر به چشمه حیوان خورم دریغ
در آه و ناله عمر «نظیری » به سر رسید
سیر آمدم ز بس که پریشان خورم دریغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساساتی عمیق از اندوه، نارضایتی و ناامیدی شاعر است. او از مشکلات زندگی و بیعدالتیهایی که به او تحمیل شده شکایت میکند. او از تعبیرات مختلفی استفاده میکند تا نشان دهد که چگونه در میهمانی زندگی، با وجود زحمات و دردهایی که کشیده، همچنان در جستجوی شادی و معناست. شاعر با اشاره به مرگ و فقدان، روابط ریایی و فشارهای اجتماعی، احساسی از گسست و شکست را در خود حس میکند و در نهایت از ضرورت بازگشت به خود و حقیقت زندگی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: اگر از زندگی شکایت نکنم، غمی نیست، اما اگر به خاطر تندباد حوادث غصه نخورم، افسوس میخورم.
هوش مصنوعی: گل را با شکر آراسته و خون جگر را بر سفره آسمان میگذارد تا به مهمان بدهد، اما من افسوس میخورم.
هوش مصنوعی: صبح که میشود، به خوشحالی و خوشیهای زندگیام میخندم و با لبخند به روزگار نگاه میکنم، اما از این خوشحالی حسرتی هم در دل دارم.
هوش مصنوعی: من مهمانی هستم که در حال خرابی و اسراف به سر میبرم و حالا به میزبانم رسیدهام. در حالی که بر سر سفرهاش نشستهام، باید درباره مرگ او احساس ناراحتی کنم.
هوش مصنوعی: من از این که در جمع نادانان قرار گرفتهام، شگفتزدهام. به ناچار باید رفتار خوب و ستایشآمیز آنها را در ظاهر تحسین کنم، اما در باطن از این وضعیت ناراحتم و احساس پشیمانی میکنم.
هوش مصنوعی: در دوستیهای ظاهری و نادرست به سر میبرم و در موقعیتهای سخت، وقتی دوستان در مشکلات هستند، به شدت ناراحت و غمگین میشوم.
هوش مصنوعی: بیماری که عقلش ضعیف است، به درمانی با حکمت مسیحی شفا نمییابد و افسوس که من هم از این درمان بهرهای نمیبرم.
هوش مصنوعی: اگر کمتر افسوس بخورم، سختیها کمتر میشود؛ اما مشکل اصلی این است که به راحتی به مسائل بیتوجه هستم و از این بابت متاسفم.
هوش مصنوعی: بازگرد تا خود را فدای تو کنم. من آن کسی هستم که به خاطر تو از جانم هم میگذرم و حسرت میخورم.
هوش مصنوعی: اگر اشکهای من بر لبهایم بریزد، نمیدانم اگر به چشمهی حیات بروم، آیا ارزشش را دارد یا نه.
هوش مصنوعی: عمر «نظیری» در ناباوری و اندوه به پایان رسید. به خاطر اینکه همیشه در وضعیت پریشان و آشفته بودم، دیگر دلم نمیخواهد که ادامه بدهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱
نالم ز چرخ اگر نه بر افغان خورم دریغ
گریم به دهر اگرنه به طوفان خورم دریغ
غالب شنیده ام ز نظیری که گفته است
«نالم ز چرخ گر نه به افغان خورم دریغ »
دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ
بر خوان دهر سفله به مهمان خورم دریغ
مشت استخوان به کام و گلوی هما کنند
ز انعام چرخ؟ بر لب و دندان خورم دریغ
لیلی حرم نشین سیه خانهٔ دل است
[...]
هنگام بوسه بر لب جانان خورم دریغ
در تشنگی به چشمه حیوان خورم دریغ
آن ساده روستایی شهر محبتم
کز پیچ و خم به زلف پریشان خورم دریغ
در رشکم از صلا و ملالم ز دورباش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.