افسانه شیرین مرا گوش نکردند
صد تلخ چشیدم شکری نوش نکردند
یک خرده گرفتند پس از نکته بسیار
گشتیم فراموش و فراموش نکردند
ما روزه ازین مائده بر خشک گشادیم
در کاسه ما جرعه سر جوش نکردند
معلوم شد از مستی ما حوصله ما
دادند به حکمت می و بیهوش نکردند
باید به عصا رفت چو موسی که درین راه
یک چاه نکندند که خس پوش نکردند
در حلقه شدم زان خط رخسار و قرینم
با کوکب آن صبح بناگوش نکردند
جانم به ره پردگیان سحری سوخت
سویم نگهی از ته شب پوش نکردند
خونابه به بو آمده بر جیب و کنارم
زان سنبل خوش بوم در آغوش نکردند
امروز نه رحمست که لب تشنه گذارند
آن را که لبی تر ز می دوش نکردند
فریاد ازین شوق که در جان «نظیری » است
تا مردنش از زمزمه خاموش نکردند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و تجربیات شاعر میپردازد که در آن از دردها و تلخیهایی که در زندگی چشیده سخن میگوید. شاعر احساس میکند که در محبت و دوستی، بیتوجهی و نادیده گرفتن او را تجربه کرده و تلخیها را بیشتر از شیرینیها چشیده است. او به ناکامیهای خود در رسیدن به عشق و زیباییهای عالم اشاره میکند و از زحمات و سختیهایی که متحمل شده، سخن میگوید. با استفاده از استعارههایی چون "عصا" و "چاه" به مسیری دشوار در زندگی اشاره دارد و تأکید میکند که دیری از شور و شوقهای عمیق درونش کاسته نشده، حتی اگر دیگران متوجه آن نشوند. احساس ناامیدی و تنهایی در اشعار او به وضوح نمایان است و به رابطه انسان با عشق و وجود خود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: هیچکس به قصه شیرین و دلنشین من گوش نداد و به جای آن، تنها تلخیهای فراوانی را تجربه کردم که هیچکس به طعم شیرین آنها توجه نکرد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه کمی به نکتهای اشاره کردند، ما به جستجوی آن پرداختیم و آن را فراموش کردیم، اما آنها فراموش نکردند.
هوش مصنوعی: ما از این سفره روحانی بهرهمند شدیم، اما در کاسه ما هیچ جرعهای از سرشور و خمر نریختهاند.
هوش مصنوعی: از سرمستی ما فهمیدند که باید به ما زمان بدهند تا با حکمت شراب آشنا شویم و به حال بیهوشی نمیافتیم.
هوش مصنوعی: باید با احتیاط و دقت پیش رفت، مانند موسی که در سفر خود با عصا راه را طی کرد. در این مسیر هیچ مانع و چاهی ایجاد نشده که جلوی او را بگیرد، زیرا آنها آمادهسازی نشدند و به سادگی عبور کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهرهاش، دلم در چنگال عشقش گرفتار شده و هیچ چیزی نمیتواند با درخشش او برابری کند.
هوش مصنوعی: جان من به خاطر زیبایی پردگیان در سحرگاه به آتش میافتد، اما هنوز هم نگاهم را از آنها در شب نمیگیرم.
هوش مصنوعی: خونابهای که بر جیب و کنارم نشسته، به دلیل این است که سنبل زیبایی که دوست داشتم در آغوشم نگرفتند.
هوش مصنوعی: امروز عادتی وجود ندارد که به کسی که هرگز لبش را با آب تر نکرده، اجازه دهند در حال تشنگی به او رحم کنند.
هوش مصنوعی: تأسف و افسوس از این علاقهای که در دل «نظیری» وجود دارد، تا زمانی که صدای او را خاموش نکردهاند، ادامه دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۳
ما روزه ازین مائده بر خشک گشادیم
در کاسه ما جرعه سر جوش نکردند
غالب ز تو آن باده که خود گفت نظیری
«در کاسه ما باده سرجوش نکردند»
پروا اگر از عربده دوش نکردند
امشب چه خطر بود که می نوش نکردند
در تیغ زدن منت بسیار نهادند
بردند سر از دوش و سبکدوش نکردند
از تیرگی طره شبرنگ نظرها
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.