عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
گو باز گیر رحل اقامت ز ساعتش
گفتم قیامت است چو برخاست قامتش
غافل که تن بر این ندهد استقامتش
انصاف بر چنین قد دلجوی نازنین
زیبد که بار ناز کشی تا قیامتش
ای باد کاشیانۀ زلفش بهم زدی
باری خبر ده از دل ما و سلامتش
زاهد که بیگناه رود بر در کریم
ترسم بحشر سود نه بخشد ندامتش
ایدل بیا که خون تو کز وی نشان نبود
در چشم او معاینه بینم علامتش
مجنون که رو بجانب دشت جنون نهاد
چون ما نبود طاقت سنگ ملامتش
گو آسمان نواله بدون همتان دهد
ما را نیاز نیست بخوان کرامتش
نیرّ ملول شد دل تنگ از هوای ری
آمد بناله بختی صبر از اقامتش
هین رو ببارگاه شهنشاه طوس نه
و اهل بخاک ری همه سود و غرامتش
آنشاه تاجدار که شاهان روزگار
سایند سر بپای سریر اقامتش
تا سرو قامتش بسرت سایه میکند
سرباز سایپای و بکش بار قامتش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و رنجهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از محبت و زیبایی معشوق میگوید و به سختیهای وابستگی به او اشاره میکند. او در توصیف قامت و زیبایی معشوق از کلمات دلنشینی استفاده میکند و بر این باور است که تحمل این دردمندی ارزشمند است. در نهایت، شاعر از زلف معشوق و حضور او در زندگیاش سخن میگوید و به کرامت و عظمت او اشاره میکند. به طور کلی، این شعر تجلی عواطف عمیق عاشقانه و شوق و اشتیاق به معشوق است.
هوش مصنوعی: عاشقی که درد و رنج عشق را درک نکند، نمیتواند از آرامش و راحتی زندگیاش حرف بزند. بهتر است از او خواسته شود که دیگر در آنجا نماند و به زندگی عادی خود بازگردد.
هوش مصنوعی: گفتم که حالا روز قیامت است وقتی قامت او بلند شد، غافل بودم که بدنش نمیتواند این همه استقامت را داشته باشد.
هوش مصنوعی: عدالت و انصاف با چنین قامت زیبای دلربا سازگار است، که تو تا ابد باری از ناز و زیبایی او را بر دوش بکشی.
هوش مصنوعی: ای باد، زلفهای زیبا و خرابی که پخش کردی، لطفاً از حال دل ما خبر بده و برای او سلامتی ببر.
هوش مصنوعی: زاهدی که بدون گناه به درگاه شخصی بزرگ و کریم میرود، میترسم که در روز قیامت ندامت و پشیمانیاش به او فایدهای ندهد.
هوش مصنوعی: ای دل، بیا که تو با نگاه کردن به چشم او، نشانی از خونت نمیبینی، اما من در چشمان او نشانههای آن را به وضوح میبینم.
هوش مصنوعی: مجنون وقتی که به سوی دشت جنون رفت، طاقت شنیدن سنگینی حرفهای ملامتگر را نداشت، در حالی که ما چنین قدرتی نداشتیم.
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم به ما رحم کند و غذایی به ما بدهد، نیاز نیست تا از کرامت او صحبت کنیم.
هوش مصنوعی: دل پر از اضطراب و دلتنگی به خاطر هوای ری، به شکوایهای دلنشین درباره بخت خود پرداخته و از طولانی شدن این وضعیت نالان است.
هوش مصنوعی: برو به درگاه پادشاه طوس و به مردم ری بگو که همگی از سود و زیان او خبر دارند.
هوش مصنوعی: آن پادشاهی که تاج بر سر دارد و دیگر پادشاهان برای او احترام قائلند، بر تخت سلطنتش نشسته است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که قامت زیبای او بر سرت سایه میافکند، تو نیز چون سرباز آمادهای که او را تماشا کنی و از وجودش لذت ببری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پشتم قوی به فضل خدای است و طاعتش
تا دررسم مگر به رسول و شفاعتش
پیش خدای نیست شفیعم مگر رسول
دارم شفیع پیش رسول آل و عترتش
با آل او روم سوی او هیچ باک نیست
[...]
در کوه و دشت شیر گریزد ز هیبتش
لرزد به خود نهنگ به دریا ز سطوتش
گردکشان فرار کنند از صلابتش
آید ز آستی چو برون دست قدرتش
شاهی که خون کند دل احباب، غربتش
پر خون شد از جفای بداندیش تربتش
جور غریب مایهٔ اندوه و کربت است
جور از پس وفات، فزونست کربتش
محصور شد ز خیل عدو درگهی که بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.