دگر گفت کای نوجوان برهمن
بپرسم یکی داستان کهن
شنیدی همه خانه سال خورد
درستی فتاده همه زرد زرد
ده و دو دریچه در این کنگره
از این در بدان در درش در شده
ازین در بدان در دواند درست
نگردد ز تک دایما هیچ سست
نه راه برون دارد از پنجره
گهی برقرارست و گه بر دره
بدان سان که باشد همی سال و ماه
که پوید نیاساید از تیر راه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، راوی از نوجوان برهمن میخواهد که داستانی قدیمی را بشنود. او به توصیف خانهای میپردازد که پیر شده و رنگ زرد به خود گرفته است. خانه دارای دوازده دریچه است و هیچ در یا پنجرهای نمیتواند از آن خارج شود. حرکت در این خانه همواره ادامه دارد و هیچ چیز سست و بیثبات نمیشود. زمان در این مکان، با وجود تغییرات، همچنان پایدار و ثابت است.
هوش مصنوعی: دیگری به نوجوان برهمن گفت: میخواهم از تو یک داستان قدیمی بپرسم.
هوش مصنوعی: شنیدی که همه جا زمان پیری و کهولت بر زندگی حاکم شده و همه چیز رنگ زرد و پژمرده به خود گرفته است.
هوش مصنوعی: در این سازه، دو دهنه در نظر گرفته شده که از این در به آن در ادامه دارد و در این مسیر، ورودیها و راهها برقرار است.
هوش مصنوعی: اگر از در افرادی به در دیگری برویم، وضعیت درست و ثابتی به دست نمیآوریم؛ زیرا در حالت تنهایی و دائمی، هیچ چیز محکم نخواهد بود.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که راهی برای خروج از پنجره وجود ندارد و گاهی این راه وجود دارد و گاهی هم نیست. به عبارت دیگر، در سروکار داشتن با وضعیت مشخص، برقراری و ارتباط برقرار کردن ممکن است بیثبات باشد و در لحظهای وجود داشته باشد و در لحظهای دیگر ناپدید شود.
هوش مصنوعی: به گونهای که سال و ماه میگذرد، زندگی نیز ادامه دارد و هیچگاه از مسیر خود عقبنشینی نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.