سخن رفت از بانوی ماه وش
به وصفش دهان هرکسی کرد خوش
ز زلف و رخ و خال و ابروی او
وزان نرگسان چشم و ابروی او
زقدش که بد سرو را پا به گل
زلعلش که بد راحت جان و دل
ز زلفش که دلبند عشاق بود
ز زورش که مشهور آفاق بود
ز مستی سخن ها به جایی رسید
که هرکس به دل مهر او برکشید
بلی هرکجا می درآید به زور
بیندازد اندر دل شیر شور
چو آتش دل گیو شد شعله زن
که بانو شود یار و دلدار من
پس از پهلوان آشکار و نهان
نباشد به زورم کسی در جهان
چو کردم در ایوان رستم گذار
بدیدم ز دور آن مه کامکار
که آمد خرامان به نزدیک آب
روان خورد از جام و دو من شراب
بخواهم طلب کرد از آن پهلوان
مر آن خوب رخ پاک دخت جوان
بدو گفت توس یل ایدون مگوی
ازین سان نبینم تو را آبروی
ز تخم منوچهر شاه جهان
منم مانده از کاردیده مهان
مرا می رسد خواستاری او
که چون باشدم من سزاوار او
برآشفت ازو زنگه شاوران
که بانوی ماند ز نام آوران
منم پادشاه عراق و عرب
که چشمم بود جنگ شیران طرب
به من دختر پیلتن می رسد
چنین ماه رویی به من می رسد
از این گفتش اشکش به پا خاست زود
زبان را به ترکی بیاراست زود
که از من فزونی نباشد زکس
که بانو سزاوار من هست و بس
به دشنام بگشاد گرگین زبان
چنین گفت کای بی خرد ابلهان
جهان پهلوان هم تبار من است
کنون دخت او جفت و یار من است
دلیران ایران در آن پای تخت
بشورید با هم به گفتار سخت
شده آتش هریک از خشم تیز
فتاده به رزم اندر آن رستخیز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این قسمت از داستان، از زیبایی و ویژگیهای بانویی با نام "ماه وش" صحبت میشود که همه دربارهاش تعریف و تمجید میکنند. او دارای زلف و رخساری زیبا و جذاب است و دل عاشقان را به خود جذب میکند. در وصف او به قد و قوارهاش و همچنین به زعفرانی بودن رنگ لب و نرمی زلفش اشاره شده است.
یکی از شخصیتها به نام "گیو" آرزو دارد که این بانو یار و دلدار او باشد و درمییابد که کسی در جهان همتای او نیست. او در ایوان رستم، بانوی زیبایی را میبیند که در کنار آب نشسته است و از او شراب مینوشد. در ادامه، گفتگوهایی میان شخصیتها صورت میگیرد که نشان از رقابت و خواستگاریهای متعدد برای به دست آوردن دل این بانو دارد.
شخصی به نام "توس" به این مسئله اعتراض میکند و اعتراف میکند که از نسل منوچهر شاه است، در حالی که "گرگین" به تبار خود اشاره میکند و میگوید که دلیران ایران از این موضوع خشمگین شده و به جنگ میپردازند. این بخش از داستان نشاندهنده حماسه و زیبایی در عشق و رقابتهای قهرمانانه میان شخصیتها است.
هوش مصنوعی: سخن از زیبایی و جذابیت بانوی ماهمانند اوست که هر کسی در توصیفش به زبان میآورد، احساس رضایت و خوشایندی دارد.
هوش مصنوعی: مو و چهره و خال و ابروی او، و از آن نرگسچشم و ابروی او برداشت کن.
هوش مصنوعی: از قامتش که همچون سرو زیبا و راست است، و از لبانش که به رنگ لعل و گوارا میباشد، آرامش جان و دل نصیب میشود.
هوش مصنوعی: او با زلف خود که عاشقان را مجذوب میکند و با قدرتش که در تمام دنیا شناخته شده است، به خوبی شناخته میشود.
هوش مصنوعی: از شدت خوشحالی و شوق، صحبتها به جایی رسید که هر کسی عشق او را در دل خود احساس کرد.
هوش مصنوعی: هر کجا که شراب وارد شود، به زور هم که باشد، شور و هیجان را در دل شیر ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که دل آتشین گیو شعلهور شد، او میتواند همسری و دلدار من شود.
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا نمیتواند به زور با پهلوانی که هم در ظاهر و هم در باطن قوی و شایسته است، رقابت کند.
هوش مصنوعی: زمانی که به ایوان رستم وارد شدم، از دور آن چهره زیبا و خوشبخت را دیدم.
هوش مصنوعی: کسی به آرامی به کنار آب روان نزدیک شد و از جام شراب نوشید.
هوش مصنوعی: میخواهم از آن مرد شجاع درخواست کنم که آن دختر جوان با چهره زیبا را به من بدهد.
هوش مصنوعی: توس به یل گفت: به این شکل از من صحبت نکن و اینگونه نمیخواهم تو را ببینم، زیرا به آبروی من لطمه میزند.
هوش مصنوعی: من از نسل منوچهر، پادشاه جهانم و از میان بزرگان تنها من ماندهام.
هوش مصنوعی: من به کسی که در جستجوی اویم، میرسد که وقتی به او نزدیک شوم، شایستهی او باشم.
هوش مصنوعی: دختران شجاع و نامدار از این موضوع ناراحت شدند که بانوی بزرگ و معروفی در این ماجرا باقی مانده است.
هوش مصنوعی: من پادشاه سرزمینهای عراق و عرب هستم و با دیدن رزم و نبرد شیران، احساس شوق و هیجان میکنم.
هوش مصنوعی: دختر پیلتن به من میرسد، و زیباییاش همچون ماه است.
هوش مصنوعی: از این سخن او، اشکهایش به سرعت جاری شد و به شتاب زبانش را به گرمای احساسات ترکیب کرد.
هوش مصنوعی: من هیچ کس را بهتر از همسرم نمیشناسم و هیچکس به اندازه او شایسته من نیست.
هوش مصنوعی: گرگین با نارضایتی زبانش را باز کرد و گفت: ای نادانان بیخود و بیفکر!
هوش مصنوعی: جهان قهرمان و قدرتمندی که ریشهاش با من یکی است، حالا دختر او به عنوان همسر و همراه من در آمده است.
هوش مصنوعی: شجاعان ایران در آن پایتخت به سختی با یکدیگر گفتگو کردند و شورش به پا کردند.
هوش مصنوعی: هر یک از این خشمها، چون آتش داغی شدهاند که در میدان نبرد و در آن قیامت آمادهباش هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.