جز خار نروید ز گلستان دلم
جان دست فروشسته ز درمان دلم
در کسوت یوسفم به ظاهر لیکن
گرگ آبادیست چاه ویران دلم
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
جز خار نروید ز گلستان دلم
جان دست فروشسته ز درمان دلم
در کسوت یوسفم به ظاهر لیکن
گرگ آبادیست چاه ویران دلم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات درونی خود صحبت میکند. او بیان میکند که از دلش فقط درد و غم به بار آمده و درمانی نیافته است. هرچند که به ظاهر درخشان و زیبا به نظر میرسد، اما در عمق وجودش مانند گرگی است که در یک چاه ویران گرفتار شده است، نشاندهنده تضاد بین ظاهر و باطن اوست.
هوش مصنوعی: از دل سرشار من چیزی جز خار نمیروید و جانم از درد و بیدرمانی در حال فروش است.
هوش مصنوعی: به ظاهر من مانند یوسف زیبا و جذاب هستم، اما در عمق وجودم همچون گرگ بیرحمی حاکم بر یک آبادی، درد و ویرانی را در دل دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگرفت غمت باز گریبان دلم
تا خود چه شود حال پریشان دلم
در کوی تو هر شب به گدایی آمد
گر راه دهی به وصل سلطان دلم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.