زنخدان تو گر این است، صد یوسف به چاه افتد
نظر بر قدت اندازند خوبان را کلاه افتد
چو زلف توست بخت من، از آن دایم پریشانست
ندانم در جهان کس را چنین بخت سیاه افتد
نیامد در برم قد تو باری خاک ره گردم
که روزی سایهٔ بالای تو بر خاک راه افتد
اگر چشم تو ناحق ریخت خونم را، به حل کردم
نیرزد کز چنین خون نازنینی در گناه افتد
من از ضعف وجود خود چو ذره تا پدیدارم
کجا خورشید تابان را به سوی من نگاه افتد
گر از دست تو در پایت فتادم سر مکش از من
عجب نبود اگر در زیر پای گل گیاه افتد
ز ناصر جان طلب کرد، به صد جان منت است، آری
ره آورد گدایان گر قبول پادشاه افتد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و جذابیت معشوق میگوید که باعث پریشانی بخت او شده است. او خود را در برابر قد و زیبایی معشوقش کوچک و حقیر احساس میکند و به تأثیر این زیبایی بر دیگران اشاره میکند. شاعر نگران است که در عشق خود آسیب ببیند و خود را در مقیاس معشوق ناتوان مییابد. در پایان، شاعر به میل و عشق خود به معشوق اقرار میکند و میگوید که حتی اگر به او آسیب برسد، باز هم از عشق او دست نخواهد کشید.
هوش مصنوعی: اگر زنخدان تو اینگونه است، حتی اگر صد یوسف هم به چاه بیفتند، نگاه زیبا و جذاب تو باعث میشود که دیگران تحت تأثیر قرار بگیرند و در برابر قد و قامت تو خاضع شوند.
هوش مصنوعی: بخت من همانند زلف توست که همیشه درهم و پریشان است. نمیدانم در این دنیا کسی را پیدا کنم که اینگونه بخت شومی داشته باشد.
هوش مصنوعی: تو هرگز به آغوش من نخواهی آمد، اما من به قد تو احترام میگذارم و مثل خاک زیر پای تو میشوم؛ زیرا روزی ممکن است سایهٔ بالای تو بر زمین افتد.
هوش مصنوعی: اگر چشم تو به ناحق باعث ریختن خونم شود، ارزش ندارد زیرا که با چنین خون لطیفی، حتی در گناه هم نمیافتد.
هوش مصنوعی: من به اندازه یک ذره کوچک هستم و از ضعف وجود خود آگاهام، در نتیجه چگونه ممکن است که خورشید درخشان به من نگاهی بیندازد؟
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر تو به زمین بیفتم، تعجبی ندارد. چرا که حتی گل و گیاه نیز ممکن است زیر پا بیفتند.
هوش مصنوعی: از ناصر جان درخواست کرد و این درخواست شایستهی صد جان است. بله، اگر پادشاه آن را بپذیرد، نتیجهی کار گدایان بسیار ارزشمند خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد
بسا دلهای مسکینان کزان زلف دو تاه افتد
گل اندر خوابگاه نرگس افتد گر وزد بویت
ولیکن عشق بازان را خسک در خوابگاه افتد
تو می رو مست و غلتان، کو هزاران توبه باطل شو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.