گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کمال خجندی

آنکه رنگی نیست کس را از لب رنگین او

باد جان من فدای عشوه شیرین او

دامن وصلش اگر بار دگر افتد به چنگ

ما و شبهای دراز و گیوی مشکین او

دل به چندین آبگینه جانب او رفت باز

[...]

واعظ قزوینی

می‌تراود التفات از جبههٔ پرچین او

جوهر و آیینه باشد شوخی و تمکین او

بس که دارد نازکی، کار مکیدن می‌کند

چشم اگر بردارم از لعل لب شیرین او

خضر را عمر ابد از یک دم آب زندگی‌ست

[...]

میرزاده عشقی

نیم گیتی شد مُسَخَّر از طریقِ دینِ او

شد جهان آیینه‌دار چهرهٔ آیین او

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه