تا مرا گوشه نشین کرد غم تنهایی
قصر افلاک شد از گریه من دریایی
چند گویم من ماتمزده یی سودایی
ای مرا دل ز غمت واله جان شیدایی
من بدین حال و تو در غایت بی پروایی
تا زده دست من آن غمزه بی باک به سر
گردد از بی خودیم گردش افلاک به سر
بنشین یک نفسی ای بت چالاک به سر
دامن از ناز مکش تا نکنم خاک به سر
زلف بر باده مده تا نشوم شیدایی
شوخ من بند نقاب از رخ گلبرگ کشای
جلوه یی سر کن و از خانه خورشید برای
حرف پروانه خود گوش کن از بهر خدای
یک شب ای شمع بتان سوی من غمزده آی
که درین کلبه غم سوختم از تنهایی
بس که آورد به کوی تو مرا دیده تر
بعد ازین از سر کوی تو نبردارم سر
آستان تو بود سجدگهم تا به سحر
تو به خواب خوش و من همچو غلامان بر در
همه شب منتظرم تا تو چه می فرمایی
سیدا همچو خط سبز به تمکین گفتی
در بناگوش وی افسانه رنگین گفتی
کوه کن تیشه زدی بر سر و تحسین گفتی
جامیا بس که سخن زآن لب شیرین گفتی
طوطی طبع تو شد شهره به شکرخوایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق تنهایی و غم عاشقانه یک فرد است. شاعر از مصائب خود در تنهایی میگوید و از معشوقش میخواهد که برای کاهش درد و حسرتش، به او نگاهی کند. او احساس میکند که غمهایش چنان عمیق است که حتی قصر آسمانها را تحتالشعاع قرار داده است. شاعر به معشوق خود خواهش میکند که به او توجه کند و او را از این تنهایی نجات دهد، چرا که عشق و زیبایی معشوق باعث میشود تا او از غم و اندوه رهایی یابد. در نهایت، انتظار و longing او برای دیدار معشوق به شدت احساس میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که غم تنهایی من را به گوشه نشینی کشاند، آسمانها به خاطر گریهام مانند دریا شدند.
هوش مصنوعی: بسیار گفتهام که من فردی غمگین و عاشقپیشه هستم. ای دل من که به خاطر غم تو دچار سرگردانی و شیدایی شدهام.
هوش مصنوعی: من در این وضعیت قرار دارم و تو در اوج بیخیالی.
هوش مصنوعی: من در اثر آن ناز چشم بیپروا دلم به شدت غمگین شده است، و در نتیجه ندانم کاریهایم باعث شده که گردش آسمانها نیز به نظر من بیمعنا بیاید.
هوش مصنوعی: لطفاً لحظهای استراحت کن ای معشوقه زیبا. از ناز و دلبریت چشم بر ندار تا اینکه به خاک مذلت نیفتم.
هوش مصنوعی: موهای خود را به باده نسپاری، تا من دچار عشق و مستی نشوم.
هوش مصنوعی: ای محبوبم، با خنده و بازی، نقاب را از روی چهرهات کنار بزن و زیباییات را نمایان کن. چه زیباست که نور خورشید از خانهات به دنیای من بتابد.
هوش مصنوعی: ای شمع روشن، لطفاً یک شب به خاطر خدا به سوی من، که غمگین و دلشکستهام، بیا و به صدای پروانه گوش بده.
هوش مصنوعی: در این کلبه، به خاطر تنهاییام دلم پر از غم و اندوه شده است.
هوش مصنوعی: چنان به یاد تو گریستهام که دیگر از مسیرت سر نمیزنم.
هوش مصنوعی: آستانهی تو برای من مثل سجدهگاهی بود تا صبح، در حالی که خواب خوش میبینم و من نیز مانند غلامان در درگاه تو نشستهام.
هوش مصنوعی: هر شب در انتظارم که ببینم تو چه حرفی خواهی زد.
هوش مصنوعی: ای سید، همچون خط سبزی که با ناز و زیبا به گوش او حکایت میکنی، داستانی پر از رنگ و زیبایی را روایت کردی.
هوش مصنوعی: تو مانند کوه هستی که با تیشهای بر سر خود کار میکنی، و در عین حال زبانی شیرین داری که همه به خاطر آن ستایشات میکنند.
هوش مصنوعی: طوطی از طبع و صفای تو معروف به شیرینی و لطف است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.