آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست
رنگ و بوی آشنایی بر گل روی تو نیست
شیوه عهد و وفا در چشم جادوی تو نیست
یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست
رحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست
از وصال خویش با من هر زمان دم می زنی
دم به دم بر آتشم آبی چو شبنم می زنی
چشم می پوشی و عالم را به عالم می زنی
می دهی صد وعده و فی الحال بر هم می زنی
این اداها لایق چشم سخنگوی تو نیست
آخر از دست تو پا بر دین و ایمان می نهم
دل به طاق کوچه آتش پرستان می نهم
از غم زلف تو سر در کوی گبران می نهم
پر مرنجانم که رو در کافرستان می نهم
حلقه زنار کم از حلقه موی تو نیست
بر سرم می آیی و افگنده در خون می روی
همره اغیار با رخسار گلگون می روی
هر طرف مانند شاخ بید مجنون می روی
بی سبب از شاهراه وعده بیرون می روی
این روش زیبنده بالای دلجوی تو نیست
می روی با غیر و می سوزی من دیوانه را
می کنی با آشنا ترجیح هر بیگانه را
مست میایی و آتش می زنی کاشانه را
از کنار شمع می آری برون پروانه را
شعله آتش حریف تندیی خوی تو نیست
تا یکی باشد تو ای پیمان شکن ناآشنا
آستانت کرده ام عمریست با خود متکا
ای مه من گوش کن امروز حرف سیدا
آفتاب من عزیزش دار تا روز جزا
غیر صایب خاکساری بر سر کوی تو نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ناکامی و عذاب عاشق از رفتار معشوق میپردازد. شاعر به معشوقش میگوید که زیباییها و ویژگیهایش در بیرون از او نیست و تمام وعدهها و قولهایش تنها روحی از فریب و نیرنگاند. شاعر از درد و رنجی که برای عشق خود متحمل شده، اینکه به دیگران از عشق میزند و به راحتی او را ترک میکند، ابراز ناراحتی میکند. او همچنین مفهوم وفاداری، دینداری و سوزش دل را در ارتباط با معشوق به تصویر میکشد و به چرخشهای غیرقابل تصور عاشقانه و تنهاییاش اشاره میکند. در نهایت، شاعر از معشوقش میخواهد که به درد و رنج او گوش دهد و او را تا روز قیامت عزیز بدارد.
هوش مصنوعی: دوستی و جذابیت در موهای تو جایی ندارد، و رنگ و بوی آشنایی بر چهرهات دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: روش وفاداری و صداقت در چشمان سحرانگیز تو وجود ندارد و حتی یک ذره راستگویی در قوس ابروی تو پیدا نمیشود.
هوش مصنوعی: در چشمان تو، هیچ نشانی از رحمت وجود ندارد و فقط درد و بلای تو به چشم میآید.
هوش مصنوعی: هر لحظه از نزدیکی و وصالت با من صحبت میکنی و به طور مداوم بر آتش عشق من میافزایی، مانند اینکه شبنم بر آتش میافتد.
هوش مصنوعی: تو چشمهایت را میبندی و با یک دنیا دیگر بازی میکنی، قولهای زیادی به دیگران میدهی اما در همان لحظه همه چیز را به هم میریزی.
هوش مصنوعی: این رفتارها و حرکات برای چشمان تو که قادر به بیان هستند، مناسب نیست.
هوش مصنوعی: در نهایت، از فشار و ظلم تو، ایمان و اعتقادم را کنار میگذارم و دل و جانم را به جایی میسپارم که آتشپرستان در آن حضور دارند.
هوش مصنوعی: از درد جدایی و عشق به موهای تو، در خیابان کسانی که به تو ایمان ندارند، حضور دارم. نگران نباش که من در این مکان تاریک و بیاعتبار قرار دارم.
هوش مصنوعی: حلقهای که به دور کمر بسته شده، از حلقهای که به دور موی توست، کمتر نیست.
هوش مصنوعی: تو به نزد من میآیی و در حالی که غم و درد بر سرم سایه افکنده، با دیگران و چهرهای گلگون از اینجا میروی.
هوش مصنوعی: تو در هر سو مانند شاخهای از درخت بید در حال رشد و گم شدن هستی، بدون اینکه دلیل مشخصی داشته باشی. از مسیر اصلی آرزوها و وعدهها دور میشوی و متوجه نیستی.
هوش مصنوعی: این رفتار مناسب جایگاه دلربای تو نیست.
هوش مصنوعی: تو با دیگران میروی و با آنها میسوزی، در حالی که من دیوانه را نادیده میگیری و به بیگانهها اهمیت میدهی.
هوش مصنوعی: تو با حال مستی وارد میشوی و خانه را به آتش میکشی، گویی پروانه را که از کنار شمع بیرون میآید، به آتش کشیدی.
هوش مصنوعی: آتش نمیتواند با شدت و قدرت تو رقابت کند.
هوش مصنوعی: به خاطر تو، ای کسی که به عهد و پیمان وفا نکردهای، من سالهاست که با خودم گپی زدهام و به درگاه تو آمدهام.
هوش مصنوعی: ای ماه من، امروز به حرف من توجه کن. ای آفتاب من، این عزیز را تا روز حساب و جزا گرامی بدار.
هوش مصنوعی: تنها خاکساری که به درستی به پای تو میافتد، در این کوچه نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.