ارباب جود را کف گوهرفشان نماند
دست گشادهای به محیط دکان نماند
در روزگار ما ز سخاوت نشان نماند
از همت بلند اثر در جهان نماند
یک سرو در سراسر این بوستان نماند
تا جغد طینتان به فضای چمن شدند
چون سبزه سایه پرور سرو سمن شدند
گلها ز بس که همدم زاغ و زغن شدند
مرغان نغمه سنج جلای وطن شدند
جز بیضه شکسته درین آشیان نماند
از اهل نماند درین خاکدان نشان
بستند آب و آئینه رخت خود از میان
خورشید گفت وقت وداعش به آسمان
روشندلان چو برق گذشتند از جهان
خاکستری به جان ازین کاروان نماند
از دیده بصیرت ما خواب شد روان
ابیات از سفینه چو سیماب شد روان
تحریر از صحیفه چو خوناب شد روان
از چشم سرمه دار دوات آب شد روان
شیرین زبانی قلم نکته دان نماند
ای سیدا تو دل به مقام نجات کش
پای از مکان طایفه بی ثبات کش
چون خضر رخت خویش به آب حیات کش
صایب زبان خامه به کام دوات کش
امروز چون سخن طلبی در جهان نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف وضعیت دلسردکنندهای میپردازد که در آن فضیلتها و نشانههای سخاوت و زیبایی از بین رفتهاند. او به ناکامیهای انسانی و از دست رفتن ارزشها اشاره میکند. در این دوران، دیگر نشانی از بزرگی و سخاوت نیست و حتی در طبیعت نیز، زیبایی و سرسبزی به دست فراموشی سپرده شده است. شاعر بر این باور است که نسلها به سرعت در حال گذر از جهان هستند و خاطرات و آثار خوبی که برجا گذاشتهاند، به شدت کم رنگ شدهاند. در پایان، شاعر از سیدا (شخصی معصوم و نجاتدهنده) دعوت میکند تا دل به مقام نجات بسپارد و از دنیای ناپایدار و فانی فرار کند تا به زندگی حقیقی و ابدی دست یابد.
هوش مصنوعی: بخشش و generosity در این دنیا به مانند جواهراتی است که دیگران به آن دسترسی ندارند و هیچ کس نمیتواند با دستانی باز به دنیا بیاید و از ثروت و نعمتهایش بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: در دنیای کنونی، دیگر نشانی از سخاوت وجود ندارد و تأثیر اراده و همت بلند در جهان نیز محو شده است.
هوش مصنوعی: در این باغ، هیچ درخت سروی باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: زمانی که جغدها از خاک ما به دشت و چمن پرواز کردند، مانند سایهای که در زیر درختان سرو و سمن ایجاد میشود، ما نیز در آن فضا قرار گرفتیم.
هوش مصنوعی: گلها به دلیل دوستی زیاد با زاغها و زغنها، حالا باید دوری از وطن را تجربه کنند و مرغهای نغمهسنج، سرزمین خود را ترک کردهاند.
هوش مصنوعی: در این مکان چیزی جز یک تخم شکسته باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: در این دنیای فانی، از هیچ کسی نشانی باقی نمانده است و تنها یادگار آنها، آب و آینهای است که تصویرشان را از میان بردهاند.
هوش مصنوعی: خورشید در هنگام وداعش با روشندلان آسمان به سرعت و مانند برق از دنیا عبور کرد.
هوش مصنوعی: از این کاروان دیگر چیزی برای ما نمانده است.
هوش مصنوعی: از نظر بینش ما، روح اشعار به حالت خواب رفت و مانند جیوه از قایق حرکت کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که نوشتهها به شکل تحریر در میآید، مانند این است که اشکها از چشمان سوزان جاری میشوند و دوات، که به مانند سرمه است، در آن لحظه میلغزد و جاری میشود.
هوش مصنوعی: زبان شیرین و گفتار دلنشین دیگر وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ای آقای من، تو دل را به جایگاهی که نجات است بسپار و پاهای خود را از مکان خانوادهای که بیثبات و ناپایدار است، بیرون بکش.
هوش مصنوعی: چون خضر، که جانشین زندگی جاودانه است، چهرهات را با آب حیات زینت بده. ای صایب، قلم را به زبانت بگذار و آن را به دوات نزدیک کن.
هوش مصنوعی: امروز اگر به دنبال کلامی باشی، در دنیا چیزی باقی نمانده است که بشنوی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.