قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی
نهالت گفته ام سرو لب این جوست می رنجی
شد از نظاره رخسار تو گلدسته مژگانم
نگاهم مارپیچ طاق این ابروست می رنجی
به فکر روی تو عمریست من پشت خمی دارم
سرم چون غنچه در آئینه زانوست می رنجی
مرا جرمی نباشد آه من غیر از گرفتاری
کمند گردن من حلقه آن موست می رنجی
به حال سیدا عمریست پروایی نمی سازی
بیابان گرد از دست تو چون آهوست می رنجی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و احساس عمیق شاعر نسبت به محبوبش اشاره دارد. شاعر از درد و رنجی صحبت میکند که در اثر دوری و عدم توانایی در ارتباط با معشوق به او دست میدهد. او زیباییهای محبوبش را توصیف میکند و از حسرت و اندوهی که بر دلش نشسته، میگوید. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق و علاقهاش باعث رنجش او و محبوبش میشود و به نوعی به حال و روز خود چه در عشق و چه در زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، تو را در چشم خودم جای دادهام و برایم بسیار با ارزش هستی. میدانم که از چیزی ناراحت هستی و این را به خوبی حس کردهام. زیبایی تو مانند سرو است و لبانت مانند این چشمه میدرخشد.
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چهرهی تو باعث شده که مژگانم مانند گلدستهای زیبا شود. نگاه من در پیچ و خم ابروی تو گم شده و این موضوع برای تو ناراحتکننده است.
هوش مصنوعی: سالهاست که در پی جمال تو هستم و چون غنچهای که در آئینه نشسته، سرم را به زمین گذاشتهام و این باعث رنجش تو شده است.
هوش مصنوعی: من گناهی ندارم، تنها درد من دردی است که به خاطر بستن کمند بر گردن من به وجود آمده و آن کمند، موهای تو هستند که مرا رنج میدهند.
هوش مصنوعی: سیدا دیگر به فکر تو نیست و در حال بیپروا زندگی میکند. او همچون یک آهو در بیابان از دست تو آزار میبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.