هر کوچه باغ دیده ام ای گل خوش آمدی
جوش بهار خانه بلبل خوش آمدی
از خون عاشقان شده کوی تو لاله زار
ای ارغوان ز کشور کابل خوش آمدی
جان می دهیم و نیم نگاهی نمی کنی
بر کف گرفته تیغ تغافل خوش آمدی
از دیدن تو گشت پریشانیم زیاد
ای شانه بهر پرسش کاکل خوش آمدی
گنجینه خانه تو بود چشم سیدا
پیچیده رخت خویش چو سنبل خوش آمدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به استقبال یک گل زیبا میرود و با زبان عاشقانه از زیباییهای بهار و عشق صحبت میکند. او به معشوق خود که نماد زیبایی و عشق است، خوش آمد میگوید و از تاثیر عمیق وجود او بر دل و جان عاشقان سخن میگوید. شاعر از تنگی و دلتنگی خود به خاطر عدم توجه معشوق شکایت میکند و عشق و زیبایی او را مانند گنجینهای گرانبها میداند. در نهایت، فضایی شاعرانه و احساسی در شعر حاکم است که نشاندهنده شور و شوق عاشقانه است.
هوش مصنوعی: هر خیابان و باغی که دیدهام، ای گل، تو به آنها خوش آمدی. شادی و سرزندگی به خانهی بلبل آمده است و تو نیز به این فضا خوش آمدی.
هوش مصنوعی: در کوی تو به خاطر عشق ورزیهای عاشقان، گلهای لاله شکوفا شدهاند. ای گل ارغوان، از سرزمین کابل به خوشحالی و به سرزمین ما آمدی.
هوش مصنوعی: ما جان خود را فدای عشق میکنیم، ولی تو حتی یک نظر هم به ما نمیافکنی و با بیاعتناییات به ما خوشامدی میگویی.
هوش مصنوعی: با دیدن تو، دلم خیلی آشفته شد. ای کسی که به خاطر موهای زیبای خود به ما خوش آمدی، برای پرسیدن از تو آمدهام.
هوش مصنوعی: چشم سیدا مثل گنجینهای است که در خانه تو بهدقت نگهداری شده و با زیبایی خاصی همانند سنبل، در برابر تو ظاهر شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.