میکشم می هر سحر با میپرست تازهای
باده بخشد نشئه دیگر ز دست تازهای
کاکل مشکین به دوش افگنده پیدا شد ز دور
در صف دلها پدید آمد شکست تازهای
همچو نرگس در چمن ساغر به دست ایستادهام
آرزو دارم که بینم چشم مست تازهای
پنجه خود را نگارین کرده آمد بر سرم
این ستمگر باز پیدا کرد دست تازهای
سیدا از سبحه بر کف دی برهمن دید و گفت
بر در بتخانه آمد بتپرست تازهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با شعف و شگفتی از جمال و زیبایی معشوق سخن میگوید. او هر صبح با شراب جدیدی شروع میکند و از دیدن زیباییهای تازه، همچون کاکل مشکین معشوق، شگفتزده میشود. شاعر در چمن، چون نرگس، ساغر به دست ایستاده و آرزومند دیدن چشمان مست معشوق است. همچنین، او با حسرت به دست ستمگر نگاه میکند که چهرهای جدید و جذاب دارد. در پایان، به صحنهای اشاره میکند که در آن معشوق به بتخانه آمده است و همچنان بادهپرستانه به محبت و زیبایی او میاندیشد.
هوش مصنوعی: هر صبح با شوق و عشق به می نوشی میکشم و از او تقاضای شراب تازهای میکنم که تجربهای نو از سرمستی و شادی به من بدهد.
هوش مصنوعی: مویی سیاه و زیبا بر دوش انداخته بود و از دور نمایان شد. در دلها صفی تشکیل شد و نشانهای جدید از شگفتی و عشق به وجود آمد.
هوش مصنوعی: مانند گل نرگس در میان چمن، ساغر را در دست دارم و آرزو میکنم که چشمان خمار و دلربای تازهای را ببینم.
هوش مصنوعی: دست ستمگر با زیبایی و زینت بر سرم آمده و نشان از قدرت و تسلط جدیدش دارد.
هوش مصنوعی: سیدا در شب مشخصی، شخصی را با تسبیحی در دست دید که در کنار معبد بتها ایستاده بود و با خود گفت که فرد جدیدی به جمع بتپرستان پیوسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.