گردیده شمع بزمم بی آب و تاب بی تو
فانوس من فگنده کشتی در آبی بی تو
در بوستان چو شبنم آسایشی ندارم
پرواز کرده رفته از دیده خواب بی تو
از مشرق لب بام خود را نمی نمایی
چون ذره بی قرارم ای آفتاب بی تو
بر روی غنچه و گل سیلی زند نگاهم
خار است در دماغم بوی گلاب بی تو
دیوار آشیانم افتاده بر سر من
عمریست خانمانم باشد خراب بی تو
تو همچو می نشسته در مجلس حریفان
من روز و شب در آتش همچون کباب بی تو
ای بی ترحم از من هرگز خبر نگیری
بی من تو در تنعم من در عذاب بی تو
اسباب عشرتم را بر هم زدی و رفتی
عهد و وفا شکسته چنگ و رباب بی تو
آتش زده صراحی بر خود چو شمع مجلس
پروانه کرده خود را مرغ کباب بی تو
از چشم من چو سیماب آرام رفته بیرون
یک ره نمی برآیم از اضطراب بی تو
پیچد به خود چو گرداب دریا به جستجویت
بستند رخت هستی موج و حباب بی تو
سودای خط سبزت بر دست سیدا را
کلکش ندیده هرگز روی کتاب بی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیتابی و فقدان معشوق صحبت میکند و حال و روز خود را بدون او توصیف میکند. او به تصویرهایی چون شمعی سوزان در بزم، کشتی یخ زده در دریا، و غنچهای بیبو میپردازد. احساس تنهایی و عذاب در شعر غالب است و شاعر با استفاده از نمادهایی مانند خواب، آفتاب و گل، به درد و رنج خود در غیبت معشوق اشاره میکند. او از عدم توجه معشوق به خود گلایه دارد و از احساسات شدید و عمیقش در شرایطی که معشوق در کنار او نیست، سخن میگوید. در نهایت، شعر به تصویری از جدایی و نابودی زندگی شاعر بدون معشوق منتهی میشود.
هوش مصنوعی: در غیاب تو، شمع زندگیام بیتاب و بینور شده است، مانند فانوسی که در دریای بیحضور تو غرق شده است.
هوش مصنوعی: در باغ، مانند شبنم نمیتوانم آرامش پیدا کنم؛ چون خواب تو از چشمانم رفته و من پرواز کردهام.
هوش مصنوعی: ای آفتاب، من چون ذرهای بیقرار هستم که از مشرق لب بام خود بر تو نمیتوانم چشم بدوزم.
هوش مصنوعی: نگاه من مانند سیلی بر روی گل و غنچه میزند، اما برآمدگی خار در ذهنم وجود دارد و بوی گلاب را بی تو حس میکنم.
هوش مصنوعی: دیوار لانهای که داشتم، حالا بر سرم خراب شده و در این مدت طولانی، خانهام بدون تو ویران شده است.
هوش مصنوعی: تو مانند شراب در میان دوستان نشستهای و من بیتو در آتش روز و شب میسوزم، همچون کبابی که روی آتش است.
هوش مصنوعی: ای بیرحم، هرگز از من خبر نمیگیری؛ در حالی که تو در خوشی و آسایش هستی، من در عذابی به خاطر نبود تو هستم.
هوش مصنوعی: تو وسایل جشن و شادیام را به هم ریختی و رفتی، وفای به عهدت را شکستی و بیتو چنگ و رباب در دل تنهاییام مینوازد.
هوش مصنوعی: صراحی (که نوعی ظرف شراب است) با آتش سوزانده شده، مانند شمعی در مراسمی که پروانهها دور آن میچرخند. این موجود، خود را همچون مرغی که بر روی آتش کباب میشود، بی تو احساس میکند.
هوش مصنوعی: چشمان من مانند سیماب بیقرار است و بدون تو هیچگاه آرامش پیدا نمیکنم و از این اضطراب نمیتوانم رها شوم.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که همچون گرداب دریا که به دور خود میپیچد، زندگی و وجودمان با جستجوی تو، در حال تغییر و دگرگونی است. در absence تو، تنها موانع و لحظات گذرا وجود دارند.
هوش مصنوعی: آرزو و اشتیاق برای خط سبز تو، بر دستان کسی که در مقام سیدا است، هرگز در هیچ کتابی بدون حضور تو ثبت نشده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.